تبليغاتX
برگ سبز خرم آباد = بسیجی باید بیدار باشد
وبلاگ و دستنوشته های دانشجویی: فرهنگ اسلامي ايراني سیاسی اجتماعی جنگ نرم
واكاوي عمليات رواني در فضاي مجازي عليه جمهوري اسلامي ايران(2)
مانور اقتدار ايران در دنياي مجازي
گوگل با شعار گردش آزاد اطلاعات اخبار فاجعه غزه را فيلتر كرده و عكس هاي مربوط به آن را جمع آوري كرده است. در خصوص خانم مروه شربيني كه توسط يك نژاد پرست به شهادت رسيد، همين سياست را اتخاذ كرد. همچنين هنگام جستجوي مطالب مورد نظر كاربر ايراني به وي پيشنهادهاي غير اخلاقي و نامتعارف ارائه نموده و در فضايي كاملا يكسويه كاربر را به سوي محتواي مد نظر خود هدايت مي كند.
ديشب در مشهد فرياد الله اكبر با صداي گلوله پيوند خورد....(چهارشنبه 27 خرداد ماه 1388 ساعت 10 و 17 دقيقه و 9 ثانيه)،اينجا قائمشهر همه خوابيدن نيروي انتظامي شهر رو زير نظر داره موبايل بعضي ها كنترل ميشه. . . به بن بست رسيديم طبق خبرها ديشب يه دختر شيرازي در بابل هم به شهداي سبز پوش پيوست(چهارشنبه 27 خرداد ماه1388 ساعت 1 و 6 دقيقه و 31 ثانيه) . . .
عبارات فوق محصول وب نگاري هاي علي و حسن.ب دانشجويان اخراجي دانشگاه امير كبير است كه پس از برپايي انتخابات رياست جمهوري در تلاش بودند با ترويج و اشاعه اخبار دروغ مبني بر كشته شدن مردم به تحريك احساسات كاربران بپردازند.
گذشته از همه دست اندازي هاي فرهنگي غرب از طريق فضاي اينترنت كه پروژه مضلين -فعاليت در سايت هاي مستهجن- را رقم زد، فعاليت هاي ديگري در فضاي مجازي اتفاق افتاد كه بهره گيري سوء ايالات متحده آمريكا را از اين فضا در تقابل با امنيت ملي ديگر كشورها اثبات مي كند.
طي سال هاي اخير شاهد بوده ايم با وارد شدن و گسترش شبكه اينترنت در ايران و وبگردي هاي جوانان و نوجوانان زمينه دسترسي اين قشر به تصاوير و كليپ هاي خصوصي افراد كه توسط سودجويان در قالب سايت هاي مستهجن در اينترنت منتشر شده فراهم شده است.
در كنار اين مسايل ضد اخلاقي، ضديت با دين و در نهايت فعاليت هاي سياسي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به گونه اي برنامه ريزي و اعمال مي شود كه كاربران قادر به هضم و درك آن نخواهند بود.

مأموريت ضديت با ارزش هاي اخلاقي
برخي وبلاگ ها و سايت ها در ابتدا ضديت با اخلاق را رواج مي دهند، در مرحله بعد ضديت با دين؛ فرقه هاي شيطان پرستي، پرستش اندام هاي بدن و غيره را دنبال مي كنند در صورت نيل به هدف يعني پوچ گرايي در جوانان، اهداف سياسي خويش را كه در تعارض با ارزش ها و امنيت ملي است توسط كاربران اغفال شده تعقيب مي كنند.
پروژه فتنه سال گذشته ديگر برنامه حساب شده و مدون دولت ايالات متحده آمريكا با حمايت برخي كشورهاي اروپايي و افراد معاند يا فريب خورده در داخل و خارج از كشور به شمار مي رود كه با هدف زير سوال بردن انتخابات و تكرار دروغ بزرگ تقلب در انتخابات در سايتهاي داخلي و خارجي زمينه دخالت آشكار بعضي از سياستمداران و دولتمردان غربي در امور داخلي ايران و دامن زدن به اغتشاشات را فراهم كرد.
توهين و فحاشي در سايت هاي سياسي و شبكه هاي اجتماعي اينترنتي كه از بيرون كشور هدايت مي شوند مانند سايت گويا نيوز، بي.بي.سي، روزآنلاين، يوتيوب، فيس بوك، تويتر و ...، حمله هكري به سايت هاي اطلاع رساني و خبرگزاري هاي رسمي كشور، هدايت، آموزش و تشويق اغتشاشگران براي ايجاد ناامني و آشوب و هتك حرمت به مسئولان و توده هاي مختلف مردم را در زمره اين اقدامات مي توان برشمرد.
اما قلم فرسايي جمعي از افراد در سايت ها و وبلاگ هايي شخصي به منظور سودجويي و بهره برداري از جو به وجود آمده در كشور به انضمام پوشش غير واقعي خبري اغتشاشات و دعوت به تجمعات غيرقانوني توسط شبكه هايي چون BBC فارسي، VOAصداي آمريكا ، راديو آزادي، راديو فردا فعاليت هايي بود كه در عرصه رسانه صورت گرفت و ناخودآگاه سايت ها و وبلاگ هاي داخلي همراهي خود را با رسانه هاي وابسته غرب علني كردند.
طرح بي ثبات سازي ايران
بهره گيري از رسانه و فضاي اينترنت همان موضوعي است كه جنگ نرم را نسبت به جنگ سخت در اولويت برنامه ريزي ها قرار مي دهد؛ به همين منظور آمريكايي ها در سال 2006 تحت عنوان طرح بي ثبات سازي ايران اهدافي را دنبال كردند و البته تمركز خود را بر رسانه گذاشتند.
سراج، كارشناس سياسي نوع حركتي كه ايالات متحده آمريكا بر ضد ايران اسلامي تدارك مي بيند را انتقال از جنگ سخت به نرم عنوان و در تحليل اين مساله به مقدمه اي اشاره مي كند.
وي طي گفت و گويي اظهار مي دارد: روزگاري بحث قدرت در ادبيات استراتژيك و سياسي برابر با قدرت سخت و نظامي بود اما با سير تحول، مفهوم مبارزه در قدرت نرم خلاصه شده است كه غربي ها از آن به عنوان قدرت جذابيت ياد مي كنند. طي چند ساله اخير به پديده قدرت هوشمند رسيده ايم، قدرت هوشمند مفهومي است كه سه قدرت نرم، قدرت دفاعي و سخت و قدرت فناوري اقتصادي را به عنوان پشتوانه هاي قدرت نرم دربر مي گيرد.
به اعتقاد اين كارشناس سياسي آمريكايي ها سعي مي كنند با استفاده از قدرت رسانه ارزش هاي خود را جهاني كنند.
تحولاتي كه طي سال هاي اخير در ايران اتفاق افتاد و رويكرد به ارزش ها و آرمان هاي انقلاب به شكل جدي صورت گرفت، گفتمان ليبراليسم و سكولاريسم به حاشيه رفت و تلاش دشمن براي دوگانه كردن حاكميت شكست خورد و البته اين تحولات در داخل كشور قدرت نرم توليد كرد.
برخي كارشناسان سياسي، دليل اين ادعا را همراهي افكار عمومي كشورهاي منطقه با ارزش هاي جمهوري اسلامي ايران طي سال هاي اخير قلمداد مي كنند.
صادقي، معاون فني و سايبري سپاه در همين رابطه بر فعاليت سيستماتيك آمريكا در مبارزه تمام عيار با ايران اشاره مي كند و در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان اينطور توضيح مي‌دهد: وقتي آمريكايي ها در حوزه هاي علمي، صنعتي يا حتي دارويي تحريم هاي شديدي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران اعمال مي كنند، حذف تحريم اينترنت بر فضاي مجازي ايران قطعا بيانگر فعاليت منظم و هدفمند به منظور جريان سازي و بي ثبات كردن اوضاع داخلي ايران است.
وي همچنين ادامه مي دهد: اقداماتي كه در مركز بررسي جرايم سازمان يافته صورت پذيرفت مطمئنا به اين محدوده زماني ختم نمي شود. ما بر اين عقيده ايم كه در هر مكان و زماني كه ارزش‌هاي انقلابي و اسلامي به خطر بيافتد همه توان فني و اطلاعاتي در جهت مقابله با آن بسيج مي شوند.
صادقي علت انتشار اخبار پروژه هاي كشف شده را طي ماه هاي اخير، اطلاع رساني از طرح هاي دشمنان و هوشياري آحاد مردم عنوان و تصريح مي كند: مخاطبان به ويژه جوانان بايد مراقب باشند تا فريب اين جريانات را نخورند. فضاي مجازي حوزه ماجراجويي نيست و يك لحظه غفلت ممكن است موجب بهره برداري گروه هاي معاند شود. آنها تلاش مي كنند با به دام انداختن فرد راه او را ببندند و او را ناگزير از همكاري كنند.

جستجوگر گوگل خدمات رايگان به ايرانيان مي دهد!
انتشار عكس، فيلم و متن در برخي موضوعات مستهجن از جمله كودكان و نوجوانان زير 18 سال در كشورهاي اروپايي و آمريكايي ممنوع و به عنوان جرم تلقي مي شود. اما امكان دستيابي به اين موضوعات چندي پيش با كمك جستجوگر گوگل براي ايرانيان فراهم شد!
اين موضوع كه علي رغم شعارهاي حقوق بشري مجامع غربي و صاحبان سايت هاي بزرگي همچون گوگل و ياهو رعايت مي شد، تحت برنامه اي هدفمند در اختيار كاربران فارسي زبان و ايراني قرار گرفت.
معاون فني و سايبري سپاه تاكيد مي كند:  اين عملكرد نشان دهنده سياست ها و استراتژي دشمنان ايران اسلامي در فضا مجازي است.

تهاجم فرهنگي برنده ترين سلاح
رسانه هاي نسل نوين مهمترين ابزاري هستند كه مي توانند مسير تسلط فرهنگي غرب را تسهيل كنند. به همين منظور همواره بر هوشياري نسبت به حفظ فرهنگ ملي و امنيت داخلي تاكيد مي شود.
به عقيده سيد محمد ظريفي عضو هيات عالي نظارت اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان سراسر كشور كه در گفت و گو با گزارشگر كيهان سخن مي گويد، رسانه مي تواند مسبب جنگ نرم يا مانع تاثيرگذاري آن باشد. يك نكته را بايد توجه داشت و اينكه رمـز انـحراف هر نهضتي در انحراف از ريشه هاي استـواري آن نهضت نهفته است.
به اعتقاد اين فعال دانشجويي نهضتي كه ايمان و ايدئولوژي در آن حرف اول را مي زند، گر چه از تـاثير عوامل اقتـصادي بـر كنار نخواهد ماند، اما تهاجم فرهنگي بـرنده تـرين سلاح در قطع ريشه هاي آن خواهد بود. لذا در اين حين و پس از تثبيت انقلاب اسلامي ايران جلوگيري از به انحراف رفتن اين نهضت و حفظ ارزش هاي متعالي آن اهميت وافري دارد.
ظريفي ادامه مي دهد: آنهايي كه بر موج انقلاب سوار بودند خودشان را امروز نشان مي دهند. اگر حركت و تيزبيني امام نبود شاهد افول انقلاب مي بوديم. گرچه تدابير رهبري و توصيه هاي ايشان بر مقابله با تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي را نبايد ناديده گرفت.
وي ضمن تاكيد بر توجه به آسيب هايي كه انقلاب اسلامي ايران را تهديد مي كند اينطور توضيح مي دهد: برخي از آسيب ها تاكنون چهره خود را نشان داده اند، اما برخي ديگر ممكن است بعدها اتفاق بيافتند. به طور مثال ساختار نظام اسلامي ايران پتانسيل تفرقه را با قوميت ها و مذاهب مختلف دارد. همان كه دشمن طي سال هاي اخير به آن روي آورده است.
وي كه تضعيف نظام را مخل امنيت ملي و استقلال كشور مي داند، تصريح مي كند: همواره بايد توجه داشت يكي از اركان دولت، مجلس، قوه قضائيه، شوراي نگهبان و ... استحكام قانون است و تضعيف اين جايگاه ها يعني تضعيف نظام كه نبايد اتفاق بيافتد و در صورت خلل در يكي از اين موارد، نظام با خطرات بيشتري مواجه خواهد شد.
محمد قيوم دهقاني نماينده مردم ايرانشهر در مجلس شوراي اسلامي نيز در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان مي گويد: طي حوادث اخير پس از انتخابات عده اي اغفال شدند تا وحدت ملي را دچار خدشه كنند، اما اكنون ديگر متوجه شده اند كه شرط ايستادگي ملت در مقابل استكبار همين وحدت ملي است كه مذاهب مختلف را حول يك محور واحد جمع كرده است.
دهقاني اظهار مي كند: اگر مروري به تاريخ داشته باشيم متوجه مي شويم هيچگاه مردم به دنبال تفرقه و نفاق نبوده اند بلكه هميشه از سوي غرب مورد هجوم فرهنگي و سياسي قرار گرفته اند.
البته بسياري از كارشناسان هم علت عداوت هاي مستمر دشمنان را عليه جمهوري اسلامي ايران در هراس غرب از صدور انقلاب اسلامي توصيف مي كنند.
عداوت هاي مستمر دشمنان كه اين نماينده مجلس شوراي اسلامي بدان اشاره مي كند خوشبختانه توسط مركز بررسي جرائم سازمان يافته كه يكي از مراكز وابسته به فرماندهي پدافند سايبري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و با توان اطلاعاتي بالايي است، كشف و منهدم شد تا جايي كه اين مركز با اين ميزان از اشراف عملياتي و اطلاعاتي در كشف سايت هاي معاند كه به علت برخورداري از امكانات شبكه هاي جاسوسي ايالات متحده آمريكا قابليت نفوذ به آن ظاهرا غيرممكن بود، بار ديگر ضربات سختي بر پيكره هدف هاي مغرضانه استكبار جهاني وارد كرد.
منبع: روزنامه كيهان شماره19628
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/12ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
جوان (رضا حجت شمامی)
جنگ نرم اسراییل علیه ایران در فضای سایبر

از زمانی که جدال هسته‌ای ایران و غرب آغاز شده است، مقامات اسراییلی به طور جدی به دنبال این بوده‌‌اند که از توسعه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کرده و از طرق بزرگ نمایی و حتی شایعه‌پراکنی در بین کشورهای غربی مانعی بر سر راه آن قرار دهند. ‌‌تل آویو بارها اعلام کرده است که ایران در حال رسیدن به بمب اتمی است و این مسأله امنیتش را با تهدید مواجه می‌کند، بنابراین آمریکا ‌‌باید به هر نحوی از پیشروی این روند جلوگیری کند. ‌‌جدای از نشست‌ها و گفت‌و‌گوهای پی در پی مقامات اسراییلی با دولتمردان آمریکایی و اروپایی که تاکنون نتیجه‌ای برای تل‌آویو نداشته است، ‌‌تهدید به حمله نظامی علیه مراکز هسته‌ای ایران بیش از همه ذهن سیاستمداران و کارشناسان منطقه‌ای و بین‌المللی را به خود مشغول کرده است. ‌با روی کار آمدن کابینه نتانیاهو که لیبرمن وزارت خارجه آن را در دست دارد، ‌‌بحث حمله نظامی بسیار پررنگ شد. ‌‌حتی برخی از کارشناسان، ‌‌جمهوری اسلامی ایران را عاملی بر ایجاد اختلاف بین آمریکا ‌‌و اسراییل دانستند، ‌‌زیرا با روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا ‌‌و تمایل وی به تغییر در روابط ایران و آمریکا ‌‌- که هنوز نتوانسته است آن را عملی کند - به مذاق اسراییلی‌ها خوش نیامد و حتی در یک جنگ روانی، اسراییل تمایل خود را برای حمله به ایران تشدید کرد که با مخالفت شدید آمریکا ‌‌مواجه شد. ‌دولت اوباما براساس طرح‌های خودساخته تأکید‌‌ کرده است که جمهوری اسلامی ایران تا پایان سال میلادی جاری مهلت دارد به خواسته‌های آمریکا ‌‌جواب مثبت دهد، در غیر این صورت غرب گام‌های دیگری را علیه ایران در پیش خواهد گرفت. ‌‌با توجه به اینکه دولتمردان ایران موضع گذشته خود را در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای دنبال می‌کنند، ‌‌بنابراین دلخواسته‌های واشنگتن تأمین‌‌ نخواهد شد.

‌‌با این وجود آیا اسراییل برای حمله به مراکز هسته‌ای ایران جری‌تر می‌شود؟

آیا تل‌آویو حاضر است برای این کار هزینه بدهد؟

 آیا آمریکا ‌‌از حمله نظامی اسراییل به ایران حمایت کرده و جنگ نیابتی را هدایت می‌کند؟

با وجود تمام تقلاهای شبانه‌روزی اسراییل که البته بسیاری از آنها فقط عملیات روانی است، ‌‌باید گفت که این رژیم تحرکات نظامی را علیه جمهوری اسلامی آغاز نخواهد کرد. ‌‌نه به این دلیل که ایران به لحاظ نظامی توسعه یافته است یا اینکه در منطقه به گونه‌ای ریشه دوانیده که حمله به ایران آتش منطقه‌ای را شعله‌ور می‌کند، ‌‌بلکه تنها به این دلیل که اسراییل برای مقابله با ایران راه دیگری را پیدا کرده است که امروز از آن با عنوان «جنگ نرم» یا «جنگ سایبری» یاد می‌شود و در فضای مجازی اینترنت صورت می‌گیرد. ‌‌این نوع جنگ هزینه بسیار کمتری را چه به لحاظ نظامی، ‌‌چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ تاریخی بر اسراییل تحمیل می‌کند. ‌نتانیاهو در روز «شانزده آذر» که نماد ضد استکباری و ضد استبدادی ایرانیان است در کمیته روابط خارجه و امنیت کنست به صراحت اعلام کرد که «اغتشاشات در داخل ایران به نفع اسراییل است. ‌» رئیس کابینه رژیم صهیونیستی تأکید‌‌ کرد که در سال جاری دو تحول بزرگ در ایران به وجود آمده است که اولی تلاش جدی این کشور برای رسیدن به سلاح هسته‌ای است و دومی تغییر و تحولاتی است که در ایران ایجاد شده است. ‌به نظر می‌آید اسراییل با عقب‌نشینی نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به دنبال براندازی نرم و از درون است. ‌‌از این رو درصدد برآمده است تا توسعه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را از طریق حمایت از آشوب‌های داخلی کنترل کند. ‌‌در روز شانزده آذر که برخی از مخالفان نظام به خیابان‌ها کشیده شدند، ‌‌نتانیاهو از واشنگتن تقاضا کرد که از فضای مجازی بخصوص تویتر علیه حکومت ایران استفاده کرده و از آنها برای جنگ (fight) علیه این نظام بهره ببرد. ‌‌نتانیاهو به مقامات آمریکا ‌‌توصیه کرده است که برای از بین بردن مشروعیت حاکمیت در ایران از سایت‌های اجتماعی استفاده کرده و با ارائه اطلاعات خاص آشوب‌های داخلی را هدایت کنند. ‌‌شیمون پرز، ‌‌‌رئیس رژیم صهیونیستی نیز در سفر اخیر خود به آمریکای جنوبی در برزیل خطاب به رهبران این منطقه گفته بود اگر به رابطه با ایران دل بسته‌اید، بدانید که مردم این کشور علیه حاکمیت دست به شورش زده‌‌اند و به‌زودی جمهوری اسلامی ایران سقوط خواهد کرد. ‌از این رو تل آویو با عقب نشینی از جنگ رودرو و تحرکات نظامی علیه مراکز هسته‌ای ایران که می‌تواند هزینه‌های زیادی برای این رژیم داشته باشد، ‌‌به «جنگ مجازی» روآورده و قصد دارد فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را از طریق نبرد سایبری کنترل کند که افق آن را براندازی نظام می‌بیند. ‌

برگرفته از :جوان/ رضا حجت شمامی /

 

منبع : http://www.gerdab.ir/fa/pages/?cid=549

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/12ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
فضاي مجازي و ديكتاتوري اقليت
گسترش فناوري اطلاعات، آثار و پيامدهاي فزوني به همراه داشته است ؛گوياترين و رساترين آن، جهاني شدن (يا به تعبير بهتر جهاني‌سازي) اقتصاد، سياست و فرهنگ است.
گسترش فناوري اطلاعات، آثار و پيامدهاي فزوني به همراه داشته است ؛گوياترين و رساترين آن، جهاني شدن (يا به تعبير بهتر جهاني‌سازي) اقتصاد، سياست و فرهنگ است. البته در دهكده جهاني مورد نظر تئوري پردازاني چون مك لوهان امريكايي ،چندان هم در استفاده از امكانات ارتباطي عدالت وجود ندارد. يك عده مالكان و صاحبان ابزارهاي ارتباطي و عده ديگر تنها مصرف‌كننده بي‌اثر و بي‌نظير هستند. اما يك ويژگي ديگري هم در جهاني شدن ارتباطات و اطلاعات قابل توجه است و آن وارونه شدن برخي از نظريه‌هاي مدرن در عرصه‌هاي سياست و اجتماع است. يكي از اين تئوري‌ها، تئوري"دموكراسي" ؛ به معناي حق تعيين سرنوشت ملت‌ها از سوي خود آن‌هاست. فن‌آوري اطلاعاتي و ارتباطي و امپرياليسم رسانه‌ها‌،‌‌‌ به طرق مختلف اين تئوري مهم سياست و حكومت را به چالش كشيده است كه به دو شكل اين چالش اشاره مي‌گردد:
1- دموكراسي ديگر واقعاً معناي" حكومت مردم بر مردم" نمي دهد. احزاب و گروه‌ها و نخبگان سياسي با تسلط بر ابزارهاي ارتباطي و به ياري امپراطوري رسانه‌ها، ايده‌ها و برنامه‌هاي خودشان را بر مردم تحميل مي‌كنند و گزينش‌ها نه براساس توانايي و شايستگي، بلكه براساس ميزان سرمايه و تسلط منتخب بر رسانه‌ها صورت مي‌گيرد. هرچند كه قدرت تبليغات و آثار منفي آن در همه جوامع حتي جوامع ابتدايي وجود داشت، اما با گسترش فن‌آوري ارتباطي و اطلاعاتي و پيدايش انواع رسانه‌هاي مجازي، اين قدرت پيچيده‌تر گرديده است.
2- چالش ديگر براي دموكراسي، پيدايش مفهومي به نام "ديكتاتوري اقليت" در سايه امپراطوري رسانه‌ها است كه اساساً با ماهيت دموكراسي در تضاد است؛ چرا كه دموكراسي يعني حكومت اكثريت، بدين ترتيب دموكراسي در تقابل با ديكتاتوري معنا مي‌يابد.
دموكراسي براي تقابل و ضديت با دو مفهوم پيدا شده؛ "ديكتاتوري"(تحميل اميال و عقايد فرد حاكم) و "حكومت اقليت" . البته برخي از نظريه‌پردازان از مفهوم "ديكتاتوري اكثريت" به عنوان چالش دموكراسي سخن به ميان آورده بودند‌ كه به معناي از بين رفتن يك پايه دموكراسي؛ يعني "مقابله و ضديت با ديكتاتوري" بود. به اين معني كه اكثريتي كه براساس دموكراسي قدرت سياسي را در دست مي‌گيرند ، گاهي خواست و منافع اقليت خارج از قدرت را ناديده مي‌انگارند. اما اكنون وقتي از "ديكتاتوري اقليت" سخن مي‌گوييم پايه دوم دمكراسي يعني "جلوگيري از حكومت اقليت" هم به كار مي‌رود.
اما مفهوم "ديكتاتوري اقليت" تنها در سايه فن‌آوري ارتباطات به ويژه رسانه‌هاي مجازي شدني است؛ چرا كه اقليت مسلط بر اين رسانه‌ها مانند اشرافيت قرن‌هاي 17 و 18 در پي تحميل افكار، اميال و عقايد خود بر ديگران مي‌باشد.
در حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران نمونه‌اي از اين ديكتاتوري اقليت قابل مشاهده است.
اين امر را بدين شكل مي‌توان شرح داد:
دسترسي به رسانه‌هاي مجازي در جامعه ايران هنوز همگاني نشده است. اقليتي خاص شامل طبقه بالاي جامعه( به لحاظ موقعيت مادي) به اين رسانه‌ها دسترسي بيشتري دارند.اين طبقه همان طبقه سرمايه‌دار و مرفه جامعه ايران است كه براساس آمارهاي رسمي30 درصد جمعيت ايران را در بر مي‌گيرد، ولي عملاً 70 درصد ثروت جامعه را در اختيار دارد. طبقه مذكور در اثر موقعيت اشرافي، علاوه بر برخورداري از روحيه خود محوري، ادعاي اربابي، روشنفكري و نخبگي هم دارد. طبقه مذكور در دوران تبليغات انتخاباتي در سايه برخورداري از امكانات مادي، تبليغات وسيعي را به راه انداخت. به ويژه رسانه‌هاي مجازي را كاملاً‌در اختيار داشت. از آن‌جا كه بخشي از طبقه متوسط و بيشتر طبقه پايين جامعه ايران كمترين دسترسي به فضاي مجازي دارند، تبليغات در حوزه رسانه‌هاي مجازي كمترين تأثير را روي اين طبقه داشت؛در نتيجه انتخاب اكثريت مردم ايران كانديدايي غير از كانديداي مورد تبليغ اين رسانه ها بود. درواقع طبقه سرمايه‌دار و اشرافي ،بخش اعظمي از هزينه‌هاي تبليغاتي را فقط براي تبليغ در سطح خود طبقه مرفه صرف كرد. البته آن‌ها از طريق فضاي غير مجازي وديگر رسانه‌هاي ارتباط جمعي مثل روزنامه‌ها و يا بر پايي مراسم‌ها و همايش‌ها نيز را هزينه انبوهي صرف كردند.
به هر تقدير اقليت مذكور علي رغم همه هزينه‌ها و حمايت‌هاي خارجي و ... بازنده انتخابات بود. اما از فرداي انتخابات، براي اقليت مرفه پذيرش شكست در برابر اكثريت مردم(به تعبيرخوده شان توده ها)، سنگين و تحمل ناپذير بود. براي همين بلافاصله اعتراضاتي را به راه انداختند كه در ادامه راه، خيلي زود تبديل به اغتشاش و آشوب گرديده و هزينه هنگفتي را به كشورتحميل نمود.
شايد اين پرسش مطرح شود كه وقتي اين اقليت مذكور ،در انتخابات باخته و قدرت سياسي را متصاحب نشده، ديكتاتوري ان معنايي نداردوبا این اوصاف چگونه مي‌تواند ديدگاه اقليتي‌اش را به اكثريت تحميل كند؟
در پاسخ بايد گفت كه در دنياي امروز، ديگر سلطه، قدرت سياسي و حتي حاكميت معناي سنتي خودش را ندارد؛ در نتيجه شيوه‌هاي ديكتاتوري به معناي" تحميل رأي و نظر اقليت به اكثريت" هم تغيير يافته است. هنگامي كه اقليتي به طرق مختلف براي اكثريت سلب‌كننده آرامش و امنيت گردد، اين نوعي ديكتاتوري است، هرچند كه قدرت سياسي را در دست نداشته باشد. اقليت موسوم به سبز اكنون همين كاركرد را دارد. نتيجه انتخابات دهم نشان داد اين طيف با كسب 13 ميليون رأي در برابر اكثريت 24 ميليوني باخته است، اما اقليت مذكور به دليل تكيه بر موقعيت اجتماعي و مادي خويش، سوار بر اسب تكبر، شكست را نپذيرفته و براي اكثريت دردسر ساز شده است. آن‌چه قدرت ديكتاتوري اين اقليت را فزوني بخشيده است بهره‌جويي از رسانه‌ها به ويژه رسانه‌هاي متعلق به اپوزيسيون نظام و دولت‌هاي غربي و تسلط به فضاي مجازي است. در حالي كه بخش‌هاي وسيعي از مردم ايران از داشتن يك سيستم ساده كامپيوتر محروم هستند، اين طيف با تسلط بر اينترنت و امكانات آن نظير شبكه‌هاي اجتماعي چون تويتر، فيس‌بوك، يوتویوپ و ... تبليغات و جنگ رواني وسيعي را به راه انداخته‌اند. اگر امكانات فضاي مجازي نبود،اقلیت معترض براي سازماندهي خودشان مجبور بودند از مكان خاص و رسانه هاي ارتباطي غير مجازي مثل راديو و تلويزيون و روزنامه استفاده كنند تا به سازمان دهي معترضين بپردازند، که در آن صورت به دليل نمود فعاليت هایشان ،اكثريت پيروز انتخابات مانع ايجاد مي كرد ،درحالي كه با استفاده از فضاي مجازي به راحتي بسيج و سازماندهي صورت گرفته و مردم به ناگاه با آشوب هاي خياباني مواجه مي گردند. نمونه آن آشوب هاي روز عاشوراست اگرچه از چند روز پيش شبكه هاي ماهواره تبليغاتي را انجام مي دادند، ولي سازمان دهي ميداني اين آشوب ها ، تنها با استفاده از اس ام اس ، ايميل ،فيس بوك،توييتر،يوتوب و...صورت گرفت و مردم عزادار تهران به ناگاه با آشوب گراني مواجه شدند كه در برخی مناطق ایجاد نا آرامی نمودند.
بدين ترتيب اقليت سبز در ايران به ياري امپرياليسم رسانه‌اي به ويژه با تسلط بر رسانه‌هاي مجازي، در پي تحميل افكار، عقايد و نظرش به اكثريت مردم ايران مي‌باشد و اين همان" ديكتاتوري اقليت" در عصر جهاني شدني است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/12ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
اهمیت وبلاگها در فضای مجازی
وبلاگ، وب نامه، وب نوشت، تار نگار يا بلاگ؛ رسانه اي ساده و انعطاف پذير است كه حال ارتقاء ارتباطات در عالم اينترنت و بازتاب تعامل انسان با اين فضاي باز مجازي است. رسانه اي كه با رشد چشمگير خود، جوانان ايراني را در رتبه دهم رده بندي جهاني قرار داده است. (با توجه به درصد كم كاربران اينترنت به نسبت جمعيت كل جمعيت در ايران اين رتبه بسيار قابل توجه است.)
وبلاگ چيست؟
وبلاگ، وب نامه، وب نوشت، تار نگار يا بلاگ؛ رسانه اي ساده و انعطاف پذير است كه حال ارتقاء ارتباطات در عالم اينترنت و بازتاب تعامل انسان با اين فضاي باز مجازي است. رسانه اي كه با رشد چشمگير خود، جوانان ايراني را در رتبه دهم رده بندي جهاني قرار داده است. (با توجه به درصد كم كاربران اينترنت به نسبت جمعيت كل جمعيت در ايران اين رتبه بسيار قابل توجه است.)

وبلاگ توانسته پتانسيل بالايي را براي استفاده هاي شخصي و حرفه اي ايجاد كند، به طوري كه امروزه اشخاص، گروه ها، احزاب، تشكل ها و... زيادي از آن براي ارائه عقايد و نظرات خود استفاده مي كنند. درواقع وبلاگ ها عبارتند از روزنامه هاي شخصي روي شبكه اينترنت كه با برنامه اي ساده اداره مي شوند. بلاگ ها عامدانه اطلاعات عيني و عقايد شخصي را با هم آميخته و اغلب با يك لينك به منبع اصلي، يك بلاگر ديگر و يا مقاله اي كه وبلاگ نويس مزبور مورد تحليل قرار داده و يا مايل است آن ها را به مخاطبين خود معرفي كند، همراه هستند.

پیدایش وبلاگ
اولين وبلاگ توسط «تيم برنرز ليTim Berners Lee » مخترع وب، ايجادشد كه درآن وي به سايت هاي جديدي كه در آن زمان روي اينترنت فعال مي شدند، اشاره مي كرد. درفاصله بين سال هاي 1996 تا 1997 كه از آن به عنوان «انفجار وب» نام برده مي شود، چندين وبلاگ جديد ايجاد شد و پس از آن شاهد گسترش وعمومي شدن وبلاگ ها بوديم. در سال 1999 با راه اندازي چندين سرويس رايگان و ارزان قيمت در رابطه با وبلاگ و وبلاگ نويسي، تعداد آنان روبه افزايش نهاد و تا اواسط سال 2000 بيش از يك هزار وبلاگ ايجاد شد و اين رقم تا اواسط سال 2002 به بيش از نيم ميليون رسيد. با اين حال در ژوئن سال 2003 تعداد وبلاگ ها بين 4/2 تا 9/2 ميليون اعلام شد و در ابتداي سال 2005 تعداد آن به مرز 10ميليون رسيد و هم اكنون حدود 48ميليون وبلاگ در اينترنت وجود دارد و تعداد وبلاگ ها در جهان به طور متوسط هرشش ماه يكبار دوبرابر مي شود.»

وبلاگ نويسي، روزنامه نگاري نوين
امروز نقش جوانان ايراني در توليد محتواي وبلاگ هاي فارسي غيرقابل انكار است؛ جواناني كه توانسته اند علاوه بر انتقال تجربيات و دانش و اطلاعات خود به ديگران، به گسترش ارتباطات نيز كمك كنند.

بررسي ها نشان مي دهد پيامدها و تأثيرات سياسي، اجتماعي و فرهنگي وبلاگ هاي فارسي بعنوان يكي از مظاهر تكنولوژي هاي نوين اطلاعاتي حائز اهميت است. به بيان ساده تر، وبلاگ ها مي توانند يك بستر مناسب براي نوآوري هاي فناوري آموزشي باشند.

براي وبلاگ نويسي شايد بهترين تعريف، روزنامه نگاري نوين باشد، اين شيوه نوين به خاطر شخصي بودن فاقد عناصر سازماني مثل هيئت تحريريه و... هستند و به همين دليل برخي آن را فاقد استانداردهاي روزنامه نگاري مي دانند. اين در حالي است كه امروزه حتي بسياري از روزنامه هاي بزرگ و مطرح غرب مثل روزنامه «گاردين» و «نيويورك تايمز» داراي وبلاگ هستند.

آفات وبلاگ نويسي در ايران
اگر سير حركتي وبلاگ ها را در يك تحقيق مورد بررسي كارشناسي قرار دهيم، خواهيم ديد كه از سال 1378 تا 1380 به بعد كه وبلاگ نويسي در ايران به طور جدي شكل گرفت، اين فضا قرباني دو دليل عمده شد. اول اينكه مسئولان مربوطه و ذيصلاح به دليل اين كه با اين فضا آشنا نبودند، تصميمات غلطي را اتخاذ كردند و ضعف قوانين موجود نيز مزيد بر علت شد. دوم افراطيوني كه پس از مدتي وبلاگ نويسي، به فعاليت هاي مغرضانه عليه امنيت كشور پرداختند و بدون رعايت موازين عرفي، اخلاقي و قانوني يكه تاز ميدان شدند و پس از مدتي با برخورد مراجع قضايي مواجه گرديدند.

اهميت رسمي شدن وبلاگ ها
اهميت، رسايي و رسمي شدن حوزه وبلاگ ها را از آنجا مي توان دريافت كه بسياري از دولتمردان، احزاب رسمي و مسئولين جمهوري اسلامي از وبلاگ ها براي تعامل با اقشار اجتماعي بهره گيري مي كنند، از اين رو، ديگر نمي توان وبلاگ ها را وب سايت هاي غيررسمي دانست كه وبلاگ نويسان از آن به عنوان دفترچه خاطرات خود استفاده مي كردند. توجه به محتواي وبلاگ ها، كه امروزه قسمت اعظم آن به اخبار و نوشته هاي تحليلي و انتقادي اختصاص داده شده، لزوم توجه به اين حوزه را از چند زاويه مهم جلوه مي دهد:

اول: غالب مخاطبين و خوانندگان وبلاگ ها را اقشار خاص جامعه، روشنفكران، دانشجويان و زنان تشكيل مي دهند. افرادي كه با رسانه هاي رسمي اغناء نمي شوند و با روحيه نوجو و افكار راديكال خود به دنبال دست يافتن به مطالب و تحليل هاي جديد هستند.

دوم: رشد حيرت انگيز و بلاگ هاي فارسي و حساسيت هاي ناظران داخلي و خارجي نسبت به وقايع كشور وعلل اقبال جوانان از اين پديده نوظهور مي باشد. مجامعي كه با پرداختن هزينه هاي هنگفت، سعي در تخطئه نظام اسلامي دارند مطمئناً از رويكرد و بلاگ ها آنچه را كه بخواهند برداشت مي كنند و در سطح بين الملل بازتاب مي دهند. مانند خبرگزاري رويترز و سايت CNN كه عمده اشتياق و علاقه كاربران ايراني را مسائل جنسي و فرهنگ غرب عنوان مي كنند و مدعي اند كاربران ايراني به دليل محدويت هاي اجتماعي در اين زمينه ها به وبلاگ وبلاگ نويسي گرايش پيدا كرده اند.

سوم؛ و آخرين نكته اينكه فارغ از تمام وجوهات مثبت وبلاگ وبلاگ نويسي كه شامل گسترش زبان فارسي، تعامل سازنده كاربران با يكديگر، رونق و گسترش مباحث علمي، تخصصي و... مي باشد؛ هستند وبلاگ هايي كه امروزه نقش نشريات زردي را بازي مي كنند كه هدفشان تنها ارضاء حس كنجكاوي و هيجاني مخاطبين و تحريك آن هاست. اطلاعاتي كه اين وبلاگ ها به مخاطبين خود مي دهند غالباً شامل تحليل ها و اخباري با سوگيري هاي خاص است كه بدون رعايت اصول خبرنگاري، اطلاعات غيرواقعي، كذب و مخربي را به مخاطب القاء مي كنند.

همانطور كه اشاره شد وبلاگ، فرم خاصي از وب سايت است كه به طور متناوب به روز مي شود و مطالب به ترتيب تاريخ در آن مرتب مي شوند. رسانه اي با پتانسيل بسيار بالاكه زمينه را براي فعاليت هاي شخصي و حرفه اي فراهم آورده است. كارشناسان، وبلاگ را به عنوان جايگزين روزنامه نگاري مي دانند چنانچه آندرو گرومت مي گويد: «وبلاگ ها با تكنولوژي ساده و قابل دسترس، جايگزيني براي جريان هاي خبري سنتي شده اند و اكنون هر شهروندي مي تواند يك خبر نويس باشد و از آنجا كه پوشش خبر تاثير فراواني بر مسائل سياسي دارد، وبلاگ ها به عنوان رسانه هاي جديد مي توانند در انتشار خبرها تاثير زيادي در پوشش خبري و در نتيجه بر سياست بگذارند.»2

شاهد اين مدعي كه نشان از قدرت بالاي وبلاگ ها دارد موضوع تحريف نام خليج فارس به خليج عربي توسط «نشنال جئوگرافيك» در سال گذشته بود كه وبلاگ نويسان ايراني با پيام ها و طومارهاي اينترنتي خود آن ها را وادار به اصلاح اشتباه خود كردند. واقعيت اين است كه وبلاگ ها علاوه بر كاركردهاي خبري و تحليلي مثبت خود در مينه سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ... مي توانند به مثابه ابزاري جهت تخريب و جريان سازي نيز مورد استفاده قرار گيرد. به عبارت ديگر وبلاگ تيغ دو لبه اي است كه هم فرصت است و هم تهديد. طبيعتاً بسياري از وبلاگ نويسان در حوزه هاي فعاليت و تخصصي خود مي نگارند، اما هستند افرادي كه در حوزه هاي سياسي و اجتماعي وراي نقدهاي منصفانه با گرايشات يكسويه - و غالباً مغرضانه - خود به تخريب اشخاص، گروه ها، احزاب و حتي نظام جمهوري اسلامي مي پردازند؛ كه اين مي تواند به صورت خطري جدي خودنمايي كند.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/12ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
شگردهای رسانه ای در عملیات روانی
رسانه‌ها پل ارتباطی و بلکه وسیله تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت در دوران معاصر به شمار می‌آیند.
شگردهای رسانه ای در عملیات روانی
محقق و نویسنده : فاطمه حسینی

امروزه انسان‌ها شاهد فراگیری بی‌سابقه رسانه‌‌ها و وسایل ارتباطات جمعی مدرن و نوین هستند. بالطبع آن‌ها در معرض شدیدترین امواج رسانه‌‌ها قرار دارند. رسانه‌ها کارکردی دو سویه دارند، اما بیشترین حجم بهره‌گیری از آن در دست نظام سلطه قرار دارد، چنانچه می‌توان با جرأت گفت حفظ و گسترش قدرت استکباری نظام سلطه به حضور و ظهور رسانه‌ها وابسته است. رسانه‌ها پل ارتباطی و بلکه وسیله تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت در دوران معاصر به شمار می‌آیند.

رسانه‌ها عمدتاً به چند دسته ی دیداری، شنیداری، نوشتاری، ارتباطی و الکترونیکی تقسیم می‌شوند. در هر یک از این گروه‌ها تعداد بسیاری از ابزار‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. ابزار‌های دیداری و شنیداری شامل گروه‌های ماهواره‌ای، سینما، تلویزیون، هنر‌های نمایشی و تجسمی، خبرگزاری‌ها، بازی‌های رایانه‌ای، فرستنده‌های پرتابل؛ ابزار‌های شنیداری شامل رادیو با موج‌های کوتاه، بلند، موسیقی، آهنگ؛ ابزار‌های نوشتاری شامل کتب، نشریات، روزنامه‌ها، شب‌نامه، اعلامیه، اوراق تبلیغی، ابزار‌های ارتباطی، شامل تلفن، بی‌سیم، فکس، تلکس، تلگراف و ابزار‌های الکترونیکی شامل اینترنت، تلفن همراه و…. هستند هر یک از این وسایل و ابزار با کاربرد‌های مختلف، وظیفه اساسی انتقال پیام از مبدا پیام به گیرنده پیام (مخاطب) را برعهده دارند.

تلويزيونها یکی از مهم‌ترين ابزار جنگ روانی در رسانه ها هستند، تلويزيونها به دو دسته ی عادي، خبري و ويژه تقسيم شده‌اند. تلويزيونهاي عادي تلويزيونهاي ملي يا فراملي هستند كه كمتر به صورت علني به مسائل سياسي مي‌پردازند اما اين نوع رسانه‌ها زمينه‌ساز يا مكمل رسانه‌هاي سياسي‌تر هستند به اين معنا كه آنها بدون پرداختن به موضوع و مصداق اصلي، تفكر مخاطبان را پيرامون موضوع شكل مي‌دهند و زماني كه مصداقها مطرح مي‌شود، مخاطبان بعداً نتيجه‌گيري موردنظر رسانه را انجام مي‌دهند. به طور مثال تلويزيونهاي معمولي، فيلمها و سريالهايي پخش مي‌كنند كه موضوع اصلي آنها وحشيگري تروريستها است به اين ترتيب ذهن مخاطب را آماده مقابله با هر گونه تروريست مي‌كند و زماني كه عنوان تروريست به فرد يا گروه يا كشوري زده شود مخاطب بدون توجه به صدق و كذب عنوان مربوطه، طرف مقابل را محكوم مي‌كند.

اما تلويزيونهاي خبري با برجسته‌سازي و در دستور كار قرار دادن بعضي از موضوعات در جهان، مي‌توانند افكار عمومي را معطوف يك مسئله ساخته و به اين ترتيب با برجسته‌سازي بيش از حد موضوع، جوي نامطلوب عليه آماج ايجاد كنند. تلويزيونهاي ويژه همچون تلويزيون‌ ماهواره‌اي الحره وVOA كه اولي براي عراق و دومي براي ايران توسط امريكا ايجاد شده است مي‌كوشند افكار عمومي آماج را به سمت خود جلب كنند.

راديو نيز به دو دسته عادي و ويژه يا موج كوتاه تقسيم مي‌شود، راديوهاي عادي و با طول موج بلند براي همگام و همراه‌سازي افكار عمومي كشور مبدأ براي اقدامات بين‌المللي است و راديوهاي موج كوتاه كه بيشتر نيز در جهان سوم مرسوم است براي تحت تأثير قرار دادن شهروندان كشور آماج است و هر چقدر يك كشور كمتر به نيازهاي شهروندان خود توجه داشته باشد، تأثير راديوهاي موج كوتاه بيشتر خواهد بود و بالعكس.

مطبوعات به صورت مستقيم بر كشورهاي آماج تأثير ندارد. ولي در مرحله اول مهم‌ترين عامل در ساختن افكار عمومي كشور مبدأ براي دخالت در كشور آماج است و در مرحله دوم كشورهاي خاصي همچون امريكا، انگليس و فرانسه و آلمان داراي مطبوعاتي در سطح جهان هستند كه گزارشهاي اين مطبوعات مانند نيوزويك مي‌تواند بر افكار عمومي نخبگان و مسئولان جهان كه رهبران فكري جوامع خود هستند تأثير بگذارد و اين به معناي تأثير نامطلوب عليه كشور ثالث است.

اينترنت هرچند پديده‌اي جديد است كه عمر آن حتي به دو دهه نيز نمي‌رسد ولي رسانه‌اي تأثيرگذار در عمليات رواني و ديپلماسي رسانه‌اي شده است. اينترنت به عنوان يك رسانه متكثر شناخته مي‌شود كه صدها هزار سايت در آن وجود دارد كه دسترسي به همه آنها براي همگان وجود دارد ولي فضاي اينترنت به نحوي است كه شهروندان جهان از سايتهاي جهاني همچون سي‌ان‌ان، بي‌بي‌سي، الجزيره و غيره كه براي همگان شناخته شده است بهره مي‌گيرند. بنابراين سايتهاي خبري مي‌توانند به عنوان يك عامل تأثيرگذار جهاني شناخته شوند و در عمليات رواني،‌ اطلاعاتي به نفع كشور مبدأ و به ضرر كشور مقصد منتشر ساخته و جهانيان را به سمت موردنظر سوق دهند.

ايجاد سايتهاي ويژه براي كشور آماج يكي ديگر از تمهيدات رسانه‌اي در ديپلماسي رسانه‌اي است. به طور مثالBBC Persian ياVOA Persian يا info USA Persian سايتهاي خبري است كه ويژه شهروندان ايراني ساخته شده است و اين سايتها مي‌توانند هر گونه تفكري را به استفاده‌كنندگان ايراني خود القا كنند.

موتورهاي جست‌وجوگر مانندYahoo وgoogler و غيره كه مقر اصلي آنها در امريكا است مي‌توانند در هنگام پيدا كردن مطالب موردنظر استفاده كننده، مطالبي به نفع خود و به ضرر كشور آماج جست‌وجو كنند و يا اطلاعات مربوط به كشور آماج را در انتهاي ليست قرار دهند كه كمتر مورد استفاده كاربران است. استفاده علني از اينترنت مانند ارسال پست الكترونيك براي مسئولان، فيلترشكني فيلترهاي حكومتي روي اينترنت و يا هك كردن سايتهاي خاص، از موارد ديگر سوء استفاده از اينترنت در عمليات رواني است (سبيلانD 1382.)

به منظور آشنايي بیشتر خوانندگان با پاره‌اي از تكنيكهای رسانه ای در عملیات روانی به اختصار به برخی از انها مي‌پردازيم:

استفاده از شيوه‌هاي ضد تبليغي:
ضد تبليغات عبارت از تبليغاتي خاص به منظور تكذيب يا خنثي كردن تبليغات دشمن و يا بهره‌برداري از همان تبليغ عليه دشمن است. براي ضد تبليغ دو رويكرد وجود دارد:
1- تبليغ و رفتار دشمن عليه كشور آماج
2- امكانات ضد تبليغ قابل بهره‌برداري توسط كشور آماج.
نظر به اينكه در تبليغات از تمهيدات و ترفندهايي همچون تحريف، بزرگ‌نمايي،‌ دروغ و غيره استفاده مي‌شود كشور آماج مي‌تواند با افشاگري حرفه‌اي ترفندهاي تبليغاتي حريف، تأثير تبليغات آنها را به صفر نزديك كرده و در بعضي مواقع حتي حريف را مجبور به عقب‌نشيني كند كه اين ضد تبليغات بر اساس رفتار دشمن است. براي مثال، امريكا در جنگ عراق ادعا مي‌كرد بغداد تصرف شده ولي سعيد الصحاف وزير اطلاع‌رساني صدام با آمدن جلوي دوربين و نشان دادن فضاي بغداد، تبليغات امريكا را خنثي مي‌كرد.

حذف و انكار:
برخي منتقدان معتقدند كه مطبوعات ذاتاً پر هياهو، جنجالي و احساس برانگيزند، اما حقيقت اين است كه در بسياري موارد آنها را بي‌صدا، خنثي و محافظه‌كار مي‌يابيم. شايد بدين سبب كه كناره‌گيري زيركانه از برخي وقايع، ايمن‌تر از جنجالي عمل كردن است (ميشل پرنتي( ) ص 2ـ3). چه بسيار ماجراهاي هيجان‌انگيزي كه ـ برخلاف حوادث معمولي اما جنجالي شده ـ كمتر به آنها توجه مي‌شود و چه بسيار رخدادهايي كه نه تنها جزئيات اصلي بلكه كل ماجرا ناديده گرفته مي‌شود، حتي آنهايي كه اهميت‌شان انكارناپذير است. براي مثال: در سال 1965 ارتش اندونزي با پشتيباني مشورتي، تسليحاتي، آموزشي و مالي سازمان سيا و ارتش امريكا، سوكارنو رئيس جمهور وقت اين كشور را سرنگون كرده، حزب كمونيست اندونزي و متحدانش را به كلي از صحنه سياست محو كرد و با كشتار نيم ميليون نفر (هر چند برخي برآوردها حاكي از يك ميليون نفر است) مرتكب هولناك‌ترين قتل‌عام سياسي از زمان نازيها گرديد. نظاميان اندونزي صدها بيمارستان، كتابخانه، مدرسه و ساختمان عمومي را ويران كردند. اما گزارش اين حادثه وحشتناك و رقت‌آور كه بي‌ترديد مي‌توانست افكار عمومي و سازمانهاي بين‌المللي را بي‌درنگ متوجه و متأثر سازد، پس از گذشت سه ماه در مجله تايم و يك ماه پس از آن در نيويورك تايمز (پنجم آوريل 1965) منعكس شد. جالب اينكه در سرمقاله نيويورك‌تايمز، «ارتش اندونزي به سبب عملكرد مدبرانه و هوشيارانه‌اش»، ستايش شده بود (پرنتي ص6).

حمله و انهدام هدف:
زماني كه حذف به عنوان يكي از شيوه‌هاي سانسور ناكارآمد تلقي شده و ماجراي مورد نظر در ميان جمعيت قابل توجهي اشاعه يافته باشد، مطبوعات به اجبار از احتراز و اجتناب هدفمند، به حمله همه‌جانبه روي مي‌آورند تا ماجرا يا حادثه ياد شده را بي‌اعتبار سازند.

نابرابر‌سازي:
بر اساس قوانين رسمي روزنامه‌نگاري امريكا، ‌مطبوعات بايد حقايق مربوط به دو طرف رقيب را به يكسان منتشر كنند، اما اين امر به ندرت اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال میتوان به جنگهاي مورد حمايت امريكا در گواتمالا و السالوادور در دهه هشتاد اشاره کرد هم آنهايي كه روستايشان به آتش كشيده شد و هم آنهايي كه روستاها را به آتش كشيدند به يك اندازه مسئول خونريزي و كشتاري فجيع شناخته شدند. بدين ترتيب، با ترسيم ظاهري، خنثي و بي‌طرف از اين ماجرا، از حساسيت توجه عمومي به اين فاجعه كاسته شد و كمي بعد به كلي فراموش گرديد (پرنتي ص 7ـ6).

پيش‌فرض‌سازي:

رسانه‌هاي غربي غالباً سياستهاي ديكته شده‌اي را كه صحت و اعتبار آنها مستلزم نقد و بررسي جدي است، بديهي مي‌پندارند. براي نمونه هرگاه كاخ سفيد افزايش بودجه در هزينه‌هاي نظامي را پيشنهاد كند، بحث رسانه‌ها محدود به اين خواهد بود كه چه مقدار افزايش بودجه مورد نياز است؟ تا چه حد بايد بر روزآمد كردن جنگ‌افزارها سرمايه‌گذاري شود؟ آيا روند جاري كفاف افزايش هزينه‌هاي نظامي را مي‌كند يا بايد تدابير بيشتري اتخاذ كنيم؟ هيچ رسانه‌اي نظرات متقن و دلايل مستند كساني كه معتقدند هزينه‌هاي نظامي امريكا سالهاست كه بيشترين سهم بودجه را بلعيده و اكنون نيازي به تقويت بيشتر آن نيست، منعكس نمي‌كند. بلكه فرض قريب به يقين اين است كه نيروهاي امريكايي بايد در سراسر دنيا استقرار يابند و سالانه صدها ميليارد دلار صرف اين سيستم نظامي جهاني شود.

لقب‌سازي:

اصحاب رسانه نيز مانند ديگر تبليغات‌چيان، مي‌كوشند تا با القاب يا برچسبهاي مثبت و منفي برداشت اوليه ما را نسبت به موضوعات مورد نظر تحت تأثير قرار دهند. به برخي از اين عناوين مثبت بنگريد: پايداري، دفاع جانانه و اقتصاد سالم. اينگونه القاب و عناوين با اجتناب از ويژگيهاي واقعي ديگري كه ممكن است ما را به نتيجه‌اي متفاوت سوق دهند، نوع برداشت و نگاه ما را نسبت به يك فرد يا مفهوم خاص متأثر مي‌سازند.
برخي عناوين منفي عبارتند از: چريكهاي چپ‌گرا، محور شرارت، نظريه‌هاي توطئه‌آميز و شورش‌هاي شهري. پر واضح است كه گستره كاربرد اين لقبها غالباً محدود به رسانه‌ها بوده و به ندرت وارد بستر روابط و موضوعات اجتماعي مي‌شوند. جالب اينكه به كارگيري استادانه اين عناوين از سوي رسانه‌ها، گاه آنها را به حدي مستقل و نهادينه مي‌سازد كه ارتباط مفهومي چنداني با ماهيت موضوع مورد بحث ندارد. براي نمونه، اصلاحات يكي از همين القاب فريبنده‌اي است كه معناي واقعي‌اش به كلي تحريف شده است و غالباً به سياستي اطلاق مي‌شود كه در پي نفي و ابطال اصلاحات و دستاوردهايي است كه پس از سالها مبارزه ملي در كشورها حاصل شده است. بنابراين، عجيب نيست كه حذف برنامه‌هاي كمك به خانواده در خود جامعه امريكا، اصلاح رفاه عمومي نام مي‌گيرد و در سالهاي پس از فروپاشي شوروي سابق و تا به امروز اصلاحات در اروپاي شرقي، مصداق كامل يك فرآيند فقرزايي بي‌رحمانه در كشورهاي كمونيستي سابق مي‌شود.

ترويج مفاهيم صوري:
بسياري از مفاهيم و ارزشها نه از سوي رسانه‌هاي خبري، بلكه توسط امريكا جعل و مصادره شده و مطبوعات بي‌هيچ انتقادي آنها را پذيرفته و در جامعه منتشر مي‌كنند، بي‌آنكه محتواي واقعي اين مفاهيم را بررسي كنند. توليدات رسانه‌هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي غالباً مملو از ارزشهايي ظاهري است كه از سوي نظام بوروكراتيك حاكم، به استخدام درآمده‌اند، مفاهيمي مانند روند جهاني شدن، ليبراليسم اقتصادي، امنيت همگاني، پلوراليسم فرهنگي، ‌بازار آزاد، نظم نوين جهاني و...

محتوا‌زدايي:
شايد كمتر به اين واقعيت پي برده‌ايم كه رسانه‌هاي خبري غرب معمولاً بيش از هر چيز به سبك و شيوه حوادث مورد بحث مي‌پردازند تا به ماهيت حقيقي آنها. براي نمونه اعتصابات كارگري غرب را در نظر بگيريد، در معدود مواردي كه رسانه‌ها در اعتراضهاي كارگري حاضر مي‌شوند، با گزارش كردن شكل و شيوه اعتصاب، آن را از هر نوع محتواي واقعي تهي مي‌كنند. مثلاً مي‌شنويم كه فلان اعتراض چند روز طول كشيده، صدمات و هزينه‌هاي آن براي مردم و اقتصاد كشور چقدر بوده و چه عواملي به شكست مذاكرات مي‌انجامد؟ آنچه كمتر به گوش مي‌رسد اصل و علت ماجراست. به بيان ديگر، صاحبان رسانه‌هاي غربي همواره از يك تصوير بزرگ‌تر سخن مي‌گويند، اما واقعيت اين است كه آنها توانايي و تمايل ارتباط دادن موضوعات و حوادث مستقل به روابط گسترده‌تر اجتماعي را ندارند. (جان هنريك كلارك( ) ص1)

درست‌تر اينكه بگوييم آنها غالباً تصويري كوچك‌تر از موضوعات و حوادث به جهان ارائه مي‌دهند و اين يكي از شيوه‌هاي محتوازدايي است، بدون اينكه از چارچوب تعهد اطلاع‌رساني خارج شوند!

جهت‌دار كردن:
بيشتر تبليغات مؤثر به جاي كذب و دروغ، بر جهت‌دهي هدفمند اخبار و حوادث وابسته‌اند، به اين معنا كه با استفاده از تأكيد و ديگر ابزارهاي كمكي بيان منظور، مي‌توان بدون تكذيب حقيقت، آن را به نفع خود شكل داده، تأثير مورد نظر را بر ذهن مخاطب گذاشت؛ بديهي است كه در اين شيوه نيازي به جانبداري مستقيم از موضوعي خاص و يا دور شدن بيش از حد از واقعيت نيست. جهت‌دار كردن اخبار مي‌تواند بر اساس موارد زير انجام گيرد: انتخاب جا و اولويت انتشار آن (به عنوان نخستين خبر يا در نخستين صفحه)، لحن بيان خبر (پرحرارت يا از سر بي‌اعتنايي)، استفاده از تيترها و تصاوير و در مورد رسانه‌هاي غيرمكتوب، عناصر ديداري و شنيداري. حتي گاه گزارشگران و گويندگان خبر خود به ابزار كمكي بيان منظور بدل مي‌شوند. آنها معمولاً با ساختار و آهنگ مشخصي سخن مي‌گويند كه نوعي حس اعتبار، اطمينان و يا تجاهل عالمانه را به مخاطب القا مي‌كنند. گزاره‌هايي مانند: «اين ماجرا به كجا مي‌انجامد؟ تنها زمان مي‌تواند به اين سؤال پاسخ گويد»؛ «در صورتي كه اعتصاب و اعتراض همچنان ادامه يابد، تنش و درگيري ميان دو طرف شدت خواهد يافت» و يا «اگر سازمان مربوط به سرعت دست به كار نشود، همچنان شاهد حوادثي از اين دست خواهيم بود.» در اخبار روزانه با اين قبيل گزاره‌ها بسيار مواجه مي‌شويم.

علاوه‌ بر اين، از موضوعات متعددي كه در اخبار انعكاس مي‌يابند تنها معدودي از آنها شرح و بسط داده مي‌شوند و از آنجايي كه يك نظم اجتماعي حاكم بر انتخاب، توسعه و انتشار اخبار به چشم نمي‌خورد، غالباً خود را در جهاني مملو از حوادث و رفتارهاي پراكنده تنها مي‌يابيم، حوادث و رفتارهايي كه ظاهراً از اتفاقات، شرايط محيط، خيالات مغشوش، سهل‌انگاريها و بلندپروازيهاي فردي ناشي مي‌شوند. ساختار دستوري مجهول و جملاتي كه فاعل مشخصي از آنها استنباط نمي‌شود به كمك لفاظي روزنامه‌نگاري مي‌شتابند تا به اين اجتناب و تجاهل دامن بزنند. بنابراين، ما هر روز شبيه به جملات زير را زياد مي‌خوانيم و مي‌شنويم: «جنگ و درگيري در منطقه آغاز شد»، «مردم بسياري در آشوبهاي جاري كشته شدند»، «قحطي و كميابي رو به گسترش است». فراتر از اين، ارباب رسانه با ترويج نوعي بينش جبري، پديده‌هاي بدفرجامي مانند جهاني شدن را به عنوان توسعه‌اي طبيعي و اجتناب‌ناپذير در ذهن مخاطبان خود نهادينه مي‌كنند؛ در حالي كه جهاني شدن تمهيد و تدبير زيركانه شركتهاي چندمليتي است كه به چيزي جز تضعيف حاكميت ملي كشورهاي جهاني نمي‌انجامد.

همچنين اصحاب مطبوعات غربي به عمد از افشاي اين حقيقت طفره مي‌روند كه موافقتنامه‌هاي تجارت جهاني ـ مانند گات،‌ نفتا و ... ـ با متمركز كردن بيش از پيش قدرت سياسي ـ اقتصادي در شركتهاي غول‌پيكر چند مليتي، به واقع جهان را در مسير غيرجهاني شدن پيش مي‌برند؛‌ كودتايي جهاني كه مردم جهان را از حقوق و اختيارات ملي‌شان محروم مي‌سازد.

آنچه آورده شد، خلاصه‌اي بود از روندها و گرايشهاي متداول در رسانه‌هاي غربي كه براي كنترل ذهن و دخالت در تشخيص و برداشت مخاطبان صورت مي‌پذيرد. بديهي است كه در ژورناليسم حرفه‌اي اين روندها به صورت تكنيكهاي مشخص و تعريف‌‌شده‌اي اجرا مي‌شوند كه براي تكميل مطالب قبل،‌ ذكر برخي از آنها خالي از لطف نيست، به ويژه اينكه مي‌توان آنها را به عنوان ابزار ارزيابي انتقادي توليدات رسانه‌‌اي به نحوي مؤثر مورد بهره‌برداري قرار داد. آنچه در پي مي‌آيد گزيده‌اي است از پيوست شماره 1: تكنيكهاي عمليات رواني، از آيين‌نامه نظامي عمليات رواني‌ (شماره 1-33) نيروي زميني امريكا است. هر چند اين سند را نيروي زميني امريكا منتشر كرده، تكنيكهاي معرفي شده در آن براي همه كساني كه با تبليغات رسانه‌اي سر و كار دارند، كاملاً آشنا و بديهي به نظر مي‌آيد (دورجي كارل ص1). در بسياري موارد اطلاعات اضافه و بيشتري براي درك پيام ضرورت ندارد. تكنيكهايي كه در اين خصوص مورد توجه قرار مي‌گيرند عبارتند از:
تصريحات: اظهارات قطعي و مسلمي‌اند كه به عنوان حقيقت بيان مي‌شوند. استفاده از اظهارات صريح كه ممكن است صحيح يا نادرست باشند، اين دلالت ضمني را به همراه دارد كه آنها بديهي و مبرهن بوده، نيازي به اثبات ندارند.

هم‌رنگي با جماعت:
تكنيكي است كه از راه جمعي و همگاني و معرفي‌كردن راهكاري خاص، جمعيت هدف را به اتخاذ آن متقاعد مي‌كند. در اين تكنيك، رغبت طبيعي مردم به سمت طرف برنده (يا طرفي كه همه مي‌گويند برنده است) متمايل مي‌شود. به بيان ساده‌تر، به مخاطبان القا مي‌شود كه برنامه مربوط، تجلي خواست اجتناب‌ناپذير توده مردم است و بنابراين به سودشان است كه به توده مردم ملحق شوند. بدين ترتيب، به كساني كه هنوز سوار قطار پيروزي نشده‌اند توصيه مي‌شود كه عجله كنند و به كساني كه سوارند تضمين داده مي‌شود كه راهكار درست همين است.

تكنيك زشت‌سازي:
اين تكنيك با تبليغ اينكه فلان موضع يا ديدگاه مورد حمايت گروههايي است كه تنفر، دشمني يا رقابت جمعيت مخاطب را بر مي‌انگيزند، زمينه نارضايتي و مخالفت آنها را نسبت به موضع يا ديدگاه مورد نظر فراهم مي‌سازد. بنابراين، اگر يكي از اين گروهها از سياست خاصي پشتيباني كند ـ صرف‌نظر از درست يا نادرست بودن آن ـ اين باور عمومي تقويت مي‌شود كه اين سياست مورد حمايت افراد نامطلوب، طغيان‌گر و بي‌مقدار جامعه است. بدين نحو، جمعيت مخاطب ممكن است موضع خود را تغيير دهد.

تعميم افراطي:
در تعميم افراطي اصولاً واژه‌ها و اصطلاحاتي به كار گرفته مي‌شوند كه به لحاظ عاطفي و مجازي تداعي‌گر مفاهيم ارزشي و اعتقادات راسخي‌اند كه ثابت كردن آنها نياز به اطلاعات يا استدلال خاصي ندارد. البته چنين واژه‌ها و اصطلاحاتي تصورات مختلفي را در اذهان افراد مختلف متبادر مي‌سازند، اما دلالت ضمني آنها همواره مطلوب و مؤثر بوده است.

ابهام:
تكنيك ديگري است كه از راه كلي‌گويي و عموميت‌بخشي ماهرانه و حساب شده، مفهوم مورد نظر را در ذهن مخاطب مبهم و چندپهلو مي‌كند، به طوري كه هركس برداشت منحصر به فردي از آن پيام دارد. تحريك مخاطبان با استفاده از عبارات نامشخص ـ بدون تحليل اعتبار و موجه بودن آنها ـ‌ هدف اصلي اين تكنيك است.

عموميت‌بخشي:
گاه افراد و گروهها تعميم و عموميت‌بخشي را براي عقلاني‌سازي باورها و اقدامات سؤال‌برانگيز و نيز براي ساده‌سازي پاسخ به معضلات پيچيده اجتماعي، سياسي، اقتصادي يا نظامي به خدمت مي‌گيرند.

فرافكني:
در بسياري مواقع، ويژگيهاي منفي و مثبت (تمجيد يا نكوهش) يك شخص، ماهيت، هدف، يا ارزش به طرف مقابل فرافكن مي‌شوند تا آن را پذيرفته‌تر يا ناخوشايند‌تر كنند. اين تكنيك كه انتقال يا فرافكني خوانده مي‌شود عمدتاً براي رد كردن تقصير از يك طرف به طرف ديگر مناقشه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين تكنيك مي‌تواند با برانگيختن واكنش هيجاني جمعيت هدف، آنها را با مواضع مقامات رسمي همگام سازد.

انتخاب بد از بدتر: گاه طراحان تبليغات رواني چنين اظهار مي‌كنند كه هر چند راهكار اتخاذ شده نامطلوب است، اما ديگر گزينه‌هاي احتمالي به نتايجي به مراتب بدتر ختم مي‌شوند. اين تكنيك كه انتخاب بد از بدتر ناميده مي‌شود، عموماً براي توجيه ضرورت فداكاري و از خودگذشتگي و يا مشروعيت بخشيدن به اقدامات خشن و ناخوشايند به كار گرفته مي‌شود، اقداماتي كه به نوعي موجب رنجش و ناخرسندي جمعيت هدف شده‌اند. مقصر شناختن دشمن براي محدوديتها و شرايط نامساعد موجود، عموماً همراه با اين تكنيك مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

نام‌گذاري يا تعويض اسامي يا عناوين اخلاقي:
اين تكنيك مي‌تواند به سادگي غرض‌ورزي و تعصب مخاطبان را تحريك كند، بدين شكل كه موضوع يا مفهوم مورد نظر با عناويني معرفي شود كه حس هراس، تنفر و ناخرسندي آنها را برانگيزد. مصاديق مختلف اين تكنيك عبارت‌اند از:
• نام‌گذاري مستقيم، به ويژه زماني كه مخاطبان مورد نظر موافق مقامات رسمي يا خنثي باشند.
در اين صورت، حمله به رقيب يا طرز فكر مخالف ساده و بي‌دردسر است.
• نام‌گذاري غيرمستقيم زماني به كار گرفته مي‌شود كه نام‌گذاري مستقيم موجب واكنش منفي جمعيت هدف گردد. طعنه و استهزا در اين تكنيك بسيار كاربرد دارد.
• كاريكاتور، تصوير و عكس نيز از جمله نمونه‌هاي نام‌گذاري محسوب مي‌شوند كه غالباً تأثيرات عميقي بر جاي مي‌گذارند.
البته نا‌گفته نماند كه استفاده از اين تكنيك با مخاطراتي نيز روبه‌روست. براي مثال، نام‌گذاري به شيوه‌اي افراطي، بيانگر اين است كه طراحان تبليغات رواني توازن منطقي خود را از دست داده يا قادر به رقابت سالم نيستند. پيش از به كارگيري اين تكنيك، بايد از منافع آن در مقابل آسيبهاي احتمالي اطمينان حاصل شود. براي نمونه، ممكن است يك گروه نسبت به يكي از رهبران خود، انتقاد، ‌ناخرسندي يا حتي تنفر داشته باشد و اين احساس را آشكار سازد، اما به احتمال زياد اجازه نخواهد داد تا كسي از خارج از گروه به وي اهانت كند.

انگشت‌نما كردن دشمن:
شكلي از ساده‌سازي است كه يك وضعيت دشوار و پيچيده را به سطحي تنزل مي‌دهد كه يك دشمن مشخص و آشكار در آن پديدار مي‌شود. براي مثال، رئيس جمهور كشور الف براي محافظت از مردم صلح‌طلب خود در مقابل ستيزه‌جوييهاي خشونت‌بار گروههاي معارض داخلي، در كشور وضعيت اضطراري اعلام مي‌كند.

عرفي‌سازي:
تكنيكي است براي متقاعد كردن مخاطب؛ با ترويج اين پنداشت كه مواضع مربوط، بيانگر درك عمومي و حس مشترك مردم است. با مردمي خواندن رويكردي خاص مي‌توان اعتماد مخاطبان را به آن جلب كرد.
در اين تكنيك، طراحان تبليغات رواني با استفاده از زبان، عادات و آداب مردم عادي (و نيز نوع لباس آنها در ارتباطات رو در رو، شنيداري و ديداري) تلاش مي‌كنند تا ديدگاه مورد نظر خود را متناسب با ذائقه عامه مردم معرفي كنند. در مواردي كه جمعيت هدف نسبت به زبان و آداب رسمي يا روشنفكرانه بدگمان است،‌ استفاده از اين تكنيك بسيار موثر خواهد بود.

نكوهش اجتماعي:
تكنيكي است كه طراحان تبليغات رواني مي‌كوشند با استفاده از آن پذيرش جمعي مردم را جلب كنند؛ با بيان اينكه نگرش و اقدامات مغاير با مواضع تعيين شده مي‌تواند به طرد يا نكوهش اجتماعي منجر شود. اين تكنيك به عنوان اقدامي كنترلي، عمدتاً در جوامع سنتي كاربرد دارد.

مستندسازي:
در تكنيك مستند‌سازي معمولاً نقل قول‌هايي براي رد يا حمايت يك سياست، عملكرد، برنامه يا شخصيت خاصي آورده مي‌شود. در اين تكنيك، در واقع اعتبار يا جايگاه شخص مورد استناد (يك كارشناس صاحب‌نظر يا يك چهره مورد احترام اجتماع) هزينه مي‌شود؛ بدين ترتيب جمعيت مخاطب ديدگاه خود را با افكار مقامات رسمي سازگار مي‌كند. در استفاده از اين تكنيك، چهار عامل حائز اهميت‌اند:
• مردم اصولاً به مقام يا مقاماتي اعتماد دارند كه كارايي و توانايي قابل اعتنايي را در حوزه مورد نظر از خود به نمايش گذاشته باشند.
• مردم معمولاً به مقاماتي بيشتر اعتماد مي‌كنند كه با ايشان پيوند مشتركي داشته باشند. براي مثال، سربازان معمولاً سخنان افسري را كه با آنها در چند عمليات‌ طاقت‌فرسا همراه بوده بهتر از يك مقام غيرنظامي مي‌پذيرند.
• جايگاه رسمي مقام مورد استناد در القاي اعتماد و حسن ظن به مخاطبان بسيار اهميت دارد.
• از اشياي بيجان نيز ممكن است براي ابزار مستندسازي استفاده شود. در اينگونه موارد، تلاش مي‌شود تا ويژگيهاي فيزيكي شي خاصي در پيام مورد نظر گنجانده شود. براي مثال، امروز برجهاي دو قلوي تجارت جهاني امريكا آسيب‌پذيري جامعه امريكا را در اذهان تداعي مي‌كنند.
با استناد به مطالب بالا و تحقيقات گسترده و معتبري كه در خصوص تأثير رواني شديد رسانه‌ها ـ به ويژه رسانه‌هاي خبري غرب ـ در دست است،‌ ترديدي باقي نمي‌ماند كه همه مخاطبان اين رسانه‌ها، بسته به ويژگيهاي فردي خود، كم يا زياد در معرض تبليغات رواني جمعي قرار دارند. امروز وجود دروازه‌بانان فكري بر كسي پوشيده نيست، آنهايي كه به بهانه تعدد و تنوع موضوعات و محدوديت زمان پخش اخبار، راه ورود جريان اخبار به ذهن ما را سد مي‌كنند، برخي را انتخاب، بعضي را انكار و بعضي ديگر را تحريف مي‌كنند.

خوش‌بينانه‌تر بنگريم، صرف انتخاب و الويت برخي اخبار به برخي ديگر و ناآگاه ماندن از موضوعات ديگر، براي كنترل ذهن مخاطبان كافي است؛ چه رسد به اينكه تكنيكهاي خاصي نيز در ارائه آنها به كار گرفته شود. آنچه غالباً به عنوان اخبار در رسانه‌هاي امروز غرب مي‌بينيم يا مي‌شنويم عمدتاً روايي و هدفمند بوده، علل و پيامد‌هاي يك واقعه را بر اساس ديدگاهي ويژه و منحصر به فرد بررسي مي‌كنند. به ندرت به اخباري بر مي‌خوريم كه دقيق و مستند ارائه شده و مبتني بر آمار و ارقام موثق باشد. (پري و گوزن‌باخ ص230).( ) تلخ‌تر اينكه با گذشت سالها از تبليغات رسانه‌اي غرب و پيشرفت روزافزون فناوريهاي ارتباطاتي و علوم شناختي در چند دهه اخير، قوه قضاوت و تحليل مخاطبان جهاني اين رسانه‌ها رو به كاستي نهاده است. بر اساس تحقيقي كه در خصوص برنامه‌هاي خبري تلويزيون انجام شد، مشخص گرديد كه اخبار روايي و هدفمند به مراتب تأثير و نفوذ بيشتري بر ذهن بينندگان گذاشته‌اند (پري و گوزن‌باخ ص230).


منابع
1- Michael Parenti Political Archive: “Monopoly Media Manipulation” , May 2001
2- John Henrik Clarke: “In Our Image” , Sep – 1989
3- Dorje Carl: “Propaganda Techniques” , Nov – 1996
4- Appendix I : PSYOP Techniques, Psychological Operation Field Manual No. 33 – 1, Department of the Army, Washington DC, 31 August 1979
و مقاله سید حسین محمدی نجم
+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/11ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط سجاد | 

كاريكاتور: تو دروغ مي گي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
کريستين ساينس مانيتور: مذاکره با ايران، موجب افزايش اعتبار امريکا مي شود
کريستين ساينس مانيتور نوشت: حتي اگر گفت و گو با ايران براي امريکا فاقد دستاورد دلخواه باشد، اما عاري از فايده نيست. زيرا نقش مهمي در تقويت تصوير و اعتبار جهاني آمريکا ايفا خواهد کرد و اين کشور را معتقد به ديپلماسي براي حل مناقشات جهاني معرفي مي کند.
به گزارش ايرنا، روزنامه کريستين ساينس مانيتور روز دوشنبه در گزارشي نوشت: براي نخستين بار بعد از ماجراي گروگانگيري در سال 1979، آمريکا خود را متعهد به گفت وگوي رسمي با ايران کرده است.
در گزارش اين روزنامه آمده است: اين گفت وگو چرخشي مهم در رويکرد روابط آمريکا - ايران محسوب مي شود و در آن علاوه بر ايران و آمريکا، کشورهاي انگليس، فرانسه، آلمان، روسيه و چين هم شرکت خواهند داشت.
مقامات آمريکايي اميد به موفقيت در اين گفت وگوها را بسيار ضعيف دانسته اند.
محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران اخيرا تصريح کرد که کشورش هرگز توليد اورانيوم غني شده را متوقف نخواهد ساخت.
به نوشته اين روزنامه، آمريکا اصرار دارد که در گفت وگوها حتما موضوع برنامه هسته اي ايران را مطرح کند.
رابرت گيبس سخنگوي کاخ سفيد، روز شنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ايرانيها مايل نيستند موضوع هسته اي در گفت وگوها مطرح شود، اما من مي توانم اطمينان دهم اين موضوع سرفصلي است که ما آن را مطرح خواهيم کرد.
از يک سو مقامات رسمي دو کشور مشغول تعيين تاريخي براي گفت وگو هستند و از سويي ديگر دو طرف همچنان در مواضع خود استوارند. آمريکا همچنان بر موضوع برنامه هسته اي ايران متمرکز است و ايران هم تاکيد مي کند که برنامه هسته اي اش فقط براي توليد نيروست نه سلاح.
کريستين ساينس مانيتور مي نويسد: برخي مقامات سازمان ملل نيز از سرسختي غرب در مورد برنامه هسته اي ايران خسته و ملول شده اند. به نوشته هفته نامه نيوزويک، يکي از مقامات سازمان ملل موضع سرسختانه غرب در مورد برنامه هسته اي ايران را با تهيه مقدمات کار پيش از آغاز جنگ عراق قابل قياس دانسته و مي گويد: قبل از جنگ عراق هم رسانه ها و رهبران دولت آمريکا در انحراف افکار عمومي و ارائه اخبار و گزارشهاي غلط در مورد برنامه هسته اي عراق نقش مهمي ايفا کردند.
به نوشته نيوزويک، طارق رئوف يکي ازمقامات برجسته آژانس بين المللي انرژي اتمي هفته گذشته با ارسال پيام اي ميل به کارشناسان هسته اي نوشت: رسانه هاي خبري همان راه خطايي را مي پيمايند که سال 2003 با ساختن و پرداختن داستانهاي غيرواقعي در مورد عراق و سلاحهاي کشتار جمعي پيمودند. امروز اين اشتباه را آژانس در مورد ايران مرتکب مي شود.
رئوف به منابعي که اين داستان پردازي از آنها سرچشمه مي گيرد اشاره کرد اما نام آنها را نبرد. مقامات اروپايي و آمريکايي پيش از اين اسرائيل را سرمنشاء اغراق گويي در مورد پيشرفت برنامه هسته اي ايران معرفي کرده اند.
اين روزنامه از قول لورا روزن، کارشناس مسائل سياسي در اين خصوص مي نويسد: اگر آمريکا گفت و گوها را محکوم به شکست پيش بيني کند، بازهم نمي توان مدعي شد که عاري از فايده است، چراکه نقشي مهم در تقويت تصوير و اعتبار جهاني آمريکا ايفا خواهد کرد و نشان مي دهد که آمريکا همواره براي حل مناقشات و مشکلات جهاني علاقمند به درپيش گرفتن روش ديپلماسي است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط سجاد | 

به مناسبت روز قدس

بازي رايانه اي «لانه شيطان» بسيج دانش آموزي رونمايي مي شود

مسئول دايره فناوري سازمان بسيج دانش آموزي گفت: بازي رايانه اي «لانه شيطان»، بسيج دانش آموزي به مناسبت روز قدس، چهارشنبه 25 شهريور ماه با حضور سردار طائب، جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج رونمايي مي شود.

مهدي جعفري در گفت و گو با خبرنگار علمي «شبكه خبر دانشجو»، با بيان اينكه بازي رايانه‌اي «لانه شيطان» با موضوعيت اسرائيل و قدس شريف طراحي شده است، اظهار داشت: هدف از طراحي اين بازي حمله به پروتكل‌هاي اصلي رژيم غاصب صهيونيستي است.

وي خاطرنشان كرد: بازي لانه شيطان به صورت سريالي است و قرار است در 8 قسمت طراحي و ساخته شود.

مدير پروژه بازي‌هاي رايانه‌اي سازمان بسيج دانش آموزي و فرهنگيان با بيان اينكه قسمت دوم بازي رايانه‌اي لانه شيطان دو ماه آينده رونمايي مي شود، گفت: در هر يك از قسمت‌هاي اين بازي يكي از پروتكل‌هاي اصلي رژيم صهيونيستي مورد حمله قرار مي گيرد.

جعفري اشاره كرد: طبق برنامه ريزي‌هاي انجام شده بازي رايانه‌اي لانه شيطان در مدارس ميان دانش آموزان و فرهنگيان توزيع مي شود./

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
رييس انجمن نجوم آماتور ايران در گفت و گو با برنا:
هلال ماه شوال روز شنبه قابل رويت نيست

عتيقي گفت: هلال ماه شوال با توجه به مکث سه دقيقه اي و فصل خشک به هيچ وجه در روز شنبه قابل رويت نيست.


مهندس مسعود عتيقي رئيس انجمن نجوم آماتور ايران در گفت و گو باخبرنگار اجتماعي برنا با اشاره غير قابل رويت بودن هلال ماه شوال در روز شنبه گفت: پس از بررسي اطلاعات رسيده مشخص شد مرکز هلال در غروب روز شنبه با توجه به سن بالا در نقطه ارتفاع پايين قرار دارد. اين هلال داراي 13 دقيقه قوس و 3 دقيقه مکث است که بعد از غروب در شامگاه قابل رويت نيست.
وي با بيان رويت هلال در طول روز افزود: رويت هلال در روز در چند سال اخير متداول شده وگروه هاي استهلال اقدام به رصد هلال درروز مي کنند اما به احتمال قريب به يقين فاز هلال در روز شنبه کمتر از يک درصد است و طول کمان نسبت به آن کم است و به نظر نمي رسد هلال ماه جديد در روز قابل رصد باشد.
عتيقي از تجهيز گروه هاي انجمن نجوم آماتور براي رصد هلال ماه خبر داد و گفت: با ترويج رصد ماه در چند سال اخير گروه هاي نجومي و به سوي رصد روي آوردند. امسال انجمن نجوم آماتور با تجيهز گروه هاي ويژه اي در شامگاه شنبه اقدام به رويت هلال مي کنند که درصورت تاييد توسط ستاد استهلال فرداي آن روز عيد خواهد شد.
وي مناطق غرب وجنوب کشور را براي رويت هلال مناسب دانست و تصريح کرد: اگر با ضوابط تعيين شده رويت هلال در مناطق غرب و جنوب احتمال بيشتري خواهد داشت.
رئيس انجمن نجوم آماتور ايران زمان رويت هلال در روز شنبه 29 ماه رمضان را سه دقيقه دانست و تاکيد کرد: لحظه مقارنه فقط 14دقيقه خواهد بود و غروب آفتاب در ساعت 19:5:44 و غروب ماه 19:8:44 خواهد بود. همچنين در شامگاه اين روز طول کمان 119 درجه است که امکان رويت در غروب شنبه هرگز وجود نخواهد داشت به همين دليل به علت فاز و جدايي زاويه کمتر در روز بايد به رويت در روز روي بياوريم که با توجه به فصل خشک احتمال رويت در روز دور از نظر خواهد بود.
عتيقي با بيان تجربه ضوابط در رويت هلال ماه رمضان گفت: در آغاز ماه رمضان ضوابط بهتري براي رويت وجود داشت که فقط چند گروه محدود اکثر قريب به اتفاق گروه هاي رصد گر موفق به رويت هلال نشدند. اين در حالي است که رويت هلال رمضان وضعيت بهتري نسبت به هلال شوال دارد. کشورهاي کويت و مکه ومدينه نيز گزارشهايي مبني بر عدم رويت هلال رمضان در شامگاه جمعه را گزارش کردند .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط سجاد | 

درنگي در باب نامه وهن آلود سروش؛

سياه نامه اي بر آمده از ساحت حشرات

تمام آن چيزهايي را كه در آن نامه سياه، به زشتي و درشتي، با ترديد و تردد شيطاني‌تان، به مسلخ ناجوانمردي و مظلوم ستيزي كشانديد، ديديم؛ اما چه باك كه انكار خورشيد در شهر كورها، حديث هماره تاريخ است و خورشيد زنده است به كوري چشم شما!

نامه روشنفكر قوم، آنچنان مشحون و ملفوف به رعب و ريا و ريب و رنگ و نيرنگ بود كه كوچكترين سهم نگاه هاي لرزان و متردد مخاطب را از كاسه خوش بيني ربود و لكه ننگي شد بر تاريخ پر لكه جماعت روشنفكر كه با دهان پر واژه كه آبچكان رنگ و ريا از كناره هاي آن صحنه اي چندش خيز ساخته و پرداخته به جنگ «آفتاب» آمده و قصد حظي يكپارچه از ساحت اقتدار مظلوم حضرت آقا دارند اما زنهار! اين خواب سراب تر از اين حرف هاست و اين نمد نخ نماتر از آنكه براي امثال سروش كلاهي از بهر عقده دراني و هرزه درايي هاي اين چنيني فراهم سازد.

نمي دانم خوشحال باشم يا متاثر از اينكه روشنفكر قوم اين قدر در سفسطه و مغلطه، پيشرفت كرده است كه فقط مشتي مفردات موهوم و مغموم خود را مفروضاتي مقطوع يافته و بر دايره عقده گشايي هاي وقيح و زننده خود ريخته است روبروي خلق الله.

خيلي تاسف برانگيز است كه جناب روشنفكر پس از اين همه سال درس و بحث و اين همه مطالعه و دقت و تحقيق و ... «... ات» و «... ايق» هاي ديگر به جايي رسيده كه نامه مفصل اش كه در هواي رنگ و ريا و هوس و شهوت مسجع سازي و واژه آرايي هاي شيطاني، مرتب شده، چيزي جز مشتي «مفردات» مهمل و رشحات مالخيوليايي چندش آور نيست.

آقاي سروش!

واقعاً همين؟! يعني بعد از اين همه سال بايد قبول كنيم كه شما به عنوان يك روشنفكر، اين قدر دستتان و مهم تر از آن مغز سرتان خالي و تهي است، البته تهي تهي هم نه مشتي فحش و فضاحت و عقده و دمل چركين، كه معلوم نيست از كجا و چگونه و كي برايتان گرد آمده و شما به پاي مظلوميت و معصوميت نظامي ريخته ايد كه اگرچه جمهوري گل محمدي است اما داستان غربت و قصه خنجر خوردن هاي از پيش رو و از پشت سرش، حديثي نگفتني و نهفتني است كه «گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش» حالا ديگر شك مي كنم كه روش در طول اين سال‌ها نه در مدرس تدريس و تدرس بلكه در چاله ميدان حرافي و بيداري قد كشيده و بر قطر شكم بارگي و طول ريش بي ريشه اش افزوده، والا سياهه اي چنين سياه، حاصل قلم رنجه او نبود و نمي‌شد.

چه چيز هولناكي است اين عقده هاي نگشوده و فرد خورده كه هرچه عقل و دين بدان فرا مي خواند،‌ اين يكي از آن مي داند و هرچه تقواي پرهيز و ستيز بر آن مي‌كوشد، اين يكي از كاسه‌ي نداشتن آن مي نوشد و بر خلق الله بي خبر از همه جا هم مي نوشاند.

ظاهراً عبدالكريم سروش پس از آن همه شبهه تفلسف و به چالش كشانيدن وحي و خاتميت و عضمت و ارائه شبهه نظراتي چون «قبض و بسط تئوريك شريعت» و ... اينكه در پس اين همه سال «بي‌خبري» و دربدري از كنج عزلت و رخوت و نخوت شبه انديشه هاي كپك زده قرن نوزدهمي‌اش به در آمده– كه اي كاش فقط چنين بود – و در عين حال، علاوه ‌بر اين، نشان داد كه از هيئت ادب و انصاف و متانت و حتي انسانيت هم بيرون شده و در قامت يك فحاش موهن و تمام عيار، در استخدام جماعت «جاهل مسلك» زمان مشروطه و همقطاران و اقرانشان- كه امروزه به صورتي مدرن و سيرتي همچنان ژنده و عقب مانده مشغولند – به پاشيدن خاك به سمت آفتاب درگير و دار است.

سير اين تطور كه از تفلسف و كلاميدن و خراميدن در علم و منطق و استدلال به جايي مي رسد كه كم كمك «پاي استدلاليان چوبين بود» را نصب العين خود مي‌كند براستي كه عبرت آموز است!

وقتي پشتوانه منطقي و عقبه استدلالي يك نامه بلند بالا از قلم يك روشنفكر كه نقش پدرخواندگي را براي جماعت روشنفكري ديني بازي مي كند، مي شود يك بحث موهوم و بي ريشه و ماليخوليايي مثل «تقلب در انتخابات» و تبعات فرخي و الزامات معلق در هوايش، مي توان دريافت كه اين جماعت ملون و مذبذب چقدر به دركات بي تقوايي و اسفل السافلين بي هويتي فرو غلتيده و از دست رفته اند.

اين شطح و طامات كه سروش در نامه اش به «آفتاب» بافت و اين شبهه لا ادريگري كه از اشتياق او به شهوت مسجع سازي و رنگ و لعاب پردازي خبر مي داد، نتيجه همان عقده هاي فرو خورده است كه از او را مسند شوراي انقلاب فرهنگي در صدر انقلاب تا رطب و يابس هاي امروزيش كشانيده و اين سرگرداني و تذبذب را برايش به ارمغان آورده.

سروش به  همان چيزي گرفتار و در آن تا خرخره آلوده است كه از آن مي نالد و به آن فحش و فصيحت روا مي داد. جمله هاي سرشار از رياكاري هاي باريك و نامحسوس كه نمونه تمام عياري از معركه گيري مزوران هزار رو و مزدوران هزار چهره ايست كه حظ يكپارچه اي از شطيات سطحي شبهه رندانه و بي صداقتي شبهه ديني و معنوي را تحويل نوشخوارهاي زباني و زبان بازي هاي پر آب و تاب و پر از لغز و معماي خويش كرده و تاب و توان مخاطب بي خبر از انديشه و سئوال برگرفته و همان كاري را كرده كه ديكتاتورهاي فاشيست و استاليني ها و هيتلرهاي زبان باز و ژورناليست اين روزهاي ابر اندود و غبار آلود با «آزادي» كرده‌اند.

«آزادي؟!» كدام آزادي؟

آقاي سروش در ميانيه اين معركه مسجع و زبان بازي كثيفي كه به مدد عقده هاي خود فراهم ساخته، جايي براي انسانيت باقي نگذاشته، چه رسد به آزادي! چه رسد به انتخاب! چه رسد به پيشرفت! چه رسد به ... تاسف!

آقاي سروش!

اين چند جمله را نوشتم نه به قصد دفاع از «جمهوري گل محمدي» كه وجه صافي و زلال آيينه، خود، مدافع خويشتن خويش است. حضرت آفتاب را چه نياز به دفاع موري چون من؟

كه او بر ستيغ عشق و عقل و مستي، جملگي ديده است و دل. شمه‌اي از درس آموزي در مكتب او همين اشارت بود كه در دفاع از «خود» و «انسانيت» و «آزادي» خود داشتم.

تمام آن چيزهايي را كه در آن نامه سياه، به زشتي و درشتي، با ترديد و تردد شيطاني‌تان، به مسلخ ناجوانمردي و مظلوم ستيزي كشانديد، ديديم؛ اما چه باك كه انكار خورشيد در شهر كورها، حديث هماره تاريخ است و خورشيد زنده است به كوري چشم شما!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط سجاد | 

پنجمين دادگاه متهمان اغتشاشات اخير - 9 / دبیر گروهک علامه:

اصلاح طلبان زمينه راديکاليزه شدن و حاکميت افراطي گري در تحکيم را فراهم کردند

دبير سابق تشكيلات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه نوع نگاه و انتظار اصلاح طلبان از دانشجويان به عنوان ابزاري براي امتيازگيري از نظام بود، گفت: اصلاح طلبان زمينه راديکاليزه شدن و حاکميت افراطي گري در تحکيم را فراهم کردند.

به گزارش گروه سياسي «شبكه خبردانشجو» ع. م در ادامه اعترافات خود اظهار داشت: برخي جريان هاي سياسي داخل کشور که به عنوان اپوزيسيون نظام تعريف مي شدند به دنبال استفاده ابزاري از پتانسيل دانشجويي با هدف امتيازگيري از نظام براي رسيدن به مقاصدشان بودند به صورتي که اهداف و سياست هاي خود را براي اعمال فشار بر بخش ها و اجزاي مختلف حکومت از طريق پتانسيل دفتر تحکيم در دانشگاهها دنبال مي کردند.

وي ادامه داد: اصلاح طلبان با در اختيارگذاشتن امکانات دانشگاهي و دولتي براي اجراي فعاليت هاي دفتر تحکيم و به منظور پيشبرد اهداف و اعمال فشار بر ساير بخش هاي حکومت، زمينه راديکاليزه شدن و حاکميت افراطي گري در تحکيم را فراهم کردند که نمونه هايي از نوع نگاه و انتظار اصلاح طلبان از دانشجويان به عنوان ابزار امتيازگيري از نظام را بيان مي کنم.

اين متهم اغتشاشات اخير در ادامه ، تلاش و تمرکز اصلاح طلبان در فعال سازي پروژه بحران در دانشگاهها و ايجاد تحرک در راستاي ايده فشار از پايين با هدف فراهم کردن امکاني براي چانه زني و امتيازگيري در بالا را يکي از اين نمونه ها اعلام کرد.

وي افزود: در نمونه اي ديگر، زماني که لوايح دوگانه اقاي "خ" در مجلس تصويب و به شوراي نگهبان فرستاده شد اصلاح طلبان خواستار اعمال فشار و فضاسازي دانشجويان عليه شوراي نگهبان بودند که در نتيجه تحريک و ايجاد بحران، شوراي نگهبان خواسته هاي آنان را عملي کند.

ع. م ادامه داد: در نمونه اي ديگر زماني که تحصن مجلس ششم برگزار شد اصلاح طلبان خواستار تحريک کردن دانشگاهها براي ايجاد فشار بر شوراي نگهبان و جلوگيري از برگزاري انتخابات قانوني مجلس هفتم از سوي دانشجويان شدند.

وي تصريح کرد: با اين اوصاف از يکسو نتيجه عدول از اصول و فقدان مرزبندي هاي روشن و اصولي در تحکيم و از سوي ديگر استفاده ابزاري اصلاح طلبان از اين مجموعه به فضايي منجر شد که تقويت تحکيم به عنوان يک گروه مرجع و برجسته سازي آن در عرصه سياسي توسط اصلاح طلبان ،‌ به کسب موقعيت و جايگاهي خاص در افکار عمومي براي تحکيم انجاميد.

اين متهم در ادامه گفت.. همين امر به بازکردن حساب ويژه از سوي ضدانقلاب و اپوزيسيون روي تحکيم منجر شد که با طرح و بزرگنمايي تحکيم، کارکردي براي آن به عنوان اپوزيسيون نظام تعريف کنند و دفتر تحکيم هم در اين راستا عمل کند که نهايتا چنين کارکردي براي تحکيم، عبور از نظام، خروج از حرکت در مسير انقلاب و امام و همسويي با دشمنان و بيگانگان را برايش رقم زد.

ع. م در ادامه به شيوه ها و ابزارهايي که در جهت تبليغ عليه نظام استفاده مي کرده است اشاره کرد و گفت: ابزارهايي نظير اينترنت و فضاي مجازي، ماهواره ها و شبکه هاي تلويزيوني ضدانقلاب، برگزاري تجمعات و نشست هاي غيرقانوني، صدور اعلاميه هاي دستجمعي، گروهي و مجعول که در تمامي موارد فوق هدف ما تخريب ارکان نظام بود که به توضيح آنها مي پردازم.

وي با اشاره به اينکه اينترنت و فضاي مجازي از ابزارها و شيوه هاي ما عليه نظام بود، افزود: اين ابزار در کنار ارتباط گيري با رسانه هاي خارجي در جهت طرح مفاهيم و مسايل ضد امنيت ملي و نيز از طريق مصاحبه، گفتگو و انتشار خبر به همسويي و همصدايي ما با مخالفان نظام منجر مي شد.

متهم ادامه داد:‌ بيانيه ها و اطلاعاتي که گروهي صادر مي کرديم با استفاده حداکثري از اينترنت که محاسبه گري و پاسخگويي و نظارتي بر آن حاکم نبود ابزاري براي مسموم سازي جو سياسي کشور بود که با هر عنوان و بهانه اي به دنبال حمله به ارکان نظام و ستون خيمه نظام يعني ولايت فقيه و رهبري بوديم.

ع . م در ادامه دفاعيات خود گفت: هدف گذاري ما در صدور بيانيه ها و اطلاعيه ها تحت عناويني مجعول براي تخريب ارکان نظام و تلاش در راستاي تاکيد بر اين مسئله بود که نظام به لحاظ همه امور ناکارآمد است، و سعي ما در ايجاد و به چالش کشاندن نظام از طريق القاي پشتوانه مردمي نداشتن نظام با هدف انحراف افکار عمومي بود.

وي اضافه کرد: مواضع و سخناني را به نظام نسبت مي داديم که وجود خارجي نداشت و برپايه همين شايعات به نظام هجوم مي آورديم و در دفاع از موضوعات خودساخته، کلي بيانيه و اعلاميه صادر مي کرديم.

اين متهم ،‌ انتشار و درج اخبار در سايت ها به خصوص ادوارنيوز به عنوان ارکان سازمان ادوار تحکيم را نمونه هايي از اين بيانيه ها خواند و گفت: براي مثال درج خبر اخراج اعضاي ستاد انتخابات وزارت کشور و انتخاب نيروهاي همسو با دولت نهم از مواردي بود که علاوه بر اينکه واقعيت نداشت پس از درج خبر به موضع گيري عليه آن نيز مي پرداختيم.

وي افزود: نمونه اي ديگر اعلام و انتشار خبر جعلي واجدان شرايط راي دادن برخلاف آمار رسمي بود که مراجع ذي صلاح اعلام کرده بودند و همه اينها با هدف ايجاد بي اعتمادي به متوليان امور صورت مي گرفته است.

اين متهم گفت: درخصوص برخورد با متهمان به شانتاژ، خبرپراکني و برجسته سازي اخبار معمولي مي پرداختيم بدون آنکه استناد دقيق و يا مدارک محکمي براي اين کار داشته باشيم.

وي ادامه داد: از ديگر اقدامات ما وارونه جلوه دادن اخبار مربوط به تورم و بيکاري بود و موفقيت هاي کشور را در حوزه سياست خارجي، شکست ترجمه مي کرديم و تاثير تخريبي بر وجهه دولت داشتيم.


ع. م گفت: با استفاده از فضاي اينترنتي و بيانيه ها و اعلاميه هاي صادرشده شاهد همگرايي و ائتلافي از جريانات اپوزيسيون و مخالف نظام بوديم و در تمامي موضع گيري ها با استفاده از افترا، توهين، ترور شخصيت و هتاکي به ارکان نظام، هجوم هدايت شده اي را عليه ارکان نظام سامان مي داديم.

وي با اشاره به اينکه از ديگر موارد و شاخصه هاي بارز رفتار سياسي ما، پايبندنبودن به قانون بود، افزود: در شرايطي که يکي از شعارها و ادعاهاي ما حاکميت قانون بود اما در عمل از پايبندي به قانون عدول و دولت و حاکميت را به بي قانوني متهم مي کرديم.

اين متهم اضافه کرد: طرح حاکميت قانون را به ابزاري براي پيشبرد اهداف و مقاصدمان تبديل کرده بوديم به گونه اي که از شعار قانون استفاده مي کرديم تا بستر مناسبي را براي تغييرات ساختاري فراهم کنيم و در همين مسير مخالفان نظام را مدافعان قانون، دموکراسي و حقوق مردم جلوه مي داديم و اين انحرافي بود که هر روز به آن دامن مي زديم و در همين راستا تجمعات و ميتينگ هايي برگزار مي کرديم که هم اصل برگزاري آنها فاقد مجوز و ناديده گرفتن قانون بود و هم محتواي مباحث و مسايل مطرح شده در جلسات با قانون اساسي تضاد داشت.

وي گفت: برهمين اساس از آنجايي که با هر عنوان و بهانه اي به دنبال فرصتي براي تخريب نظام بوديم هرگونه بازداشتي را که مبناي اتهامي امنيتي يا سياسي داشت خودسرانه مي خوانديم و نشست ها و تجمعاتي در راستاي اعمال فشار بر تصميمات دستگاه قضايي و در جهت حمايت از متهمان و محکومان دادگاه ها برگزار مي کرديم که همه اينها نقض قانون و پايبندنبودن به قانون بود که شرح کامل آن در پرونده اينجانب آمده است و چند مورد آن را اعلام مي کنم.

اين متهم در ادامه دفاعيات خود به برگزاري نشستي تحت عنوان نقد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اشاره کرد و افزود: در اين نشست به حمايت از اراذل و اوباش پرداختيم.

وي ادامه داد: کار به جايي رسيد که در نشستي ديگر که به مناسبت روز عيدفطر سال گذشته در دفتر سازمان ادوار تحکيم با سخنراني ه .آ شروع شد فردي که از طرف کميته بازداشت هاي خودسر دعوت شده بود پشت تريبون رفت و از سازمان منافقين دفاع کرد و به جمهوري اسلامي ناسزا گفت.

ع. م گفت: حمايت از محکومان و مرتبطان با گروهک تروريستي پژاک و برگزاري تجمعات غيرقانوني در دفاع از حقوق تجزيه طلبان و فعالان قومي در دفتر سازمان ادوار از ديگر اقدامات ما بوده است.

وي افزود: همسو با خواست متواريان از کشور و فراخوان ماهواره اي آنها به برگزاري اعتصاب غذا و تحصن سه روزه در دفتر سازمان ادوار اقدام کرديم و در اين ايام به برجسته سازي اخبار مرتبط با حقوق بشر با هدف ايجاد فشار بر حکومت و تلاش در راستاي منزوي کردن آن در عرصه بين الملل پرداختيم.

اين متهم اضافه کرد: در اقدامي ديگر تعدادي از اعضاي شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم) در کلاس هاي آموزشي که تحت عنوان آموزش براندازي نرم و انقلاب مخملي بود و به مدت يک هفته در آلمان برگزار شد شرکت کردند که همه مخارج، هزينه هاي رفت و برگشت و اقامت توسط آمريکا و تحت پوشش يکي از نهادهاي حقوق بشري آمريکايي تامين شده بود و فکر مي کنم نماينده دادستان که در کيفرخواست من گفته بود "پول گرفتند" منظورش شخص من نبود بلکه افرادي بودند.

وي در ادامه به اقدامات عليه امنيت ملي که در ايام انتخابات رياست جمهوري دهم انجام داده بود اشاره کرد./انتهاي پيام/ 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
از اعترافات متهمين آشوب هاي اخير : مهتي هاشمي ميلياردها تومان از اموال سازمان بهينه سازي مصرف سوخت را خرج تبليغات انتخاباتي کرده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
از اعترافات متهمين آشوب هاي اخير : مهتي هاشمي ميلياردها تومان از اموال سازمان بهينه سازي مصرف سوخت را خرج تبليغات انتخاباتي کرده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
عليرضا افشار در گفت و گو با برنا:
اصلاح طلبان در مقابل انديشه هاي حضرت امام خميني قرار گرفته اند

معاون اجتماعي وزير کشور گفت: امروز اصلاح طلبان در مقابل انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) قرار گرفتند و با رژيم صهيونيستي و آمريکاي جنايتکار همسو شده اند.


عليرضا افشار در گفت و گو با خبرنگار سياسي برنا، درباره سخنان مقام معظم رهبري پيرامون تداوم انسجام و جلوگيري از تفرقه در روز قدس، گفت: به فرموده حضرت امام «روز قدس، روز اسلام است».
معاون اجتماعي وزير کشور افزود: اصلاح طلبان همواره در توجيه مواضع خود بر دو منبع مردم و انديشه هاي امام راحل تاکيد دارند.
وي تصريح کرد: اصلاح طلبان از نگاه مردم، امروز به جايي رسيده است که در جريان مکرر برگزاري انتخابات، پس از سقوط دولت اصلاحات تاکنون در جلب اعتماد مردم شکست خورده اند.
افشار درباره موضع توجيه اعمال اصلاح طلبان با انديشه هاي امام خميني(ره) گفت: اصلاح طلبان در شرايط مختلف عدم پايبندي اين جريان به ديدگاه هاي حضرت امام را نشان دادند.
معاون اجتماعي وزير کشور تصريح کرد: امام(ره) پايه گذار روز قدس هستند و ايشان مي فرمايند، "روز قدس يک روز جهاني است، تمام ملت ها قيام کنند و اين جرثومه فساد را به زباله دان ها بريزند، روز قدس روزي است که بايد همت کنيد که قدس را نجات دهيد". اين ها مواضع حضرت امام است، اما امروز اصلاح طلبان در مقابل انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) قرار گرفتند و با رژيم صهيونيستي و آمريکاي جنايتکار همسو شدند.
وي اظهار داشت: مردم، علما، مراجع، دانشجويان، دولتمردان و ساير اقشار جامعه در روز قدس به صورت يکپارچه از ملت فلسطين حمايت مي کنند و هر گونه موضعگيري تفرقه افکنانه در اين راهپيمايي باشکوه، بر خلاف سياست هاي نظام و مصالح جمهوري اسلامي ايران است و همسويي با دشمنان انقلاب اسلامي تلقي مي شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
عضو كميته آي. تي ستاد موسوي در دادگاه:
من به قطاري سوار شدم كه راهبران آن از سوي سازمان‌هاي مخوف غربي هدايت مي‌شوند

خبرگزاري فارس: عضو كميته IT ستاد موسوي در پنجمين جلسه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي اقدامات و فعاليت خود را در ستاد موسوي به سوار شدن به قطاري تشبيه كرد و گفت: مسيرهاي پيش روي اين قطار از سوي سازمان‌هاي مخوف آمريكا، كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي و نيز گروه‌هاي ضد انقلاب طراحي شده است.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در ادامه پنجمين جلسه رسيدگي به پرونده متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران كه از صبح امروز در شعبه 15 دادگاه عمومي و انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي صلواتي در حال برگزاري است به اتهامات ع . ع 22 ساله اهل تهران با سواد، مجرد فاقد سابقه كيفري، دانشجو، طراح سايت كه با قرار وثيقه آزاد است رسيدگي شد.
نماينده دادستان تهران در ابتداي رسيدگي به اتهامات اين فرد متن كيفرخواست فردي وي را قرائت كرد.
اجتماع و تباني براي بر هم زدن نظم عمومي، فعاليت تبليغي عليه جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و ايجاد شبهه تقلب براي سلب اعتماد عمومي به حاكميت، اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و نيز ايجاد ترس و وحشت در جامعه از طريق تخريب، احراق اعموال عمومي و دولتي از جمله موارد اتهامي ع . ع كه از اعضاي كميته IT ستاد ميرحسين موسوي بوده است اعلام شد.
نماينده دادستان تهران با بيان اينكه وي دانجشوي رشته مكانيك دانشگاه تهران و مسئول كميته IT ستاد موسوي بوده است به موارد اتهامي وي پرداخت و گفت: فعاليت و گسترش رسانه‌اي و اينترنتي به منظور جريان‌اندازي اغتشاشات، راه‌اندازي و ارسال و همكاري 30 هزار ايميل با اميد لواساني براي دعوت در تجمعات غيرقانوني طراحي سايت "چرا ميرحسيني "، "‌ ميرحسيني دات كام "، " قلم‌نيوز " و " قلم‌سيما " با همكاري ابوالفضل فاتح و معتمد‌نيا به قصد تشويش اذهان عمومي و زيرسوال بردن انتخابات و نيز اقدام به پخش بيانيه‌هاي تحريك‌اميز و ارسال اخبار كذب در اينترنت از اتهامات متهم مذكور است.
نماينده دادستان تهران افزود: اين متهم مي‌گويد با همكاري ستاد موسوي جنبش وبلاگي را تحت نظر اين ستاد راه‌اندازي كردم و همچنين وي دو هزار و 64 هزار آدرس اينترنتي را براي خبر‌رساني در اين ستاد تدارك ديده است و با ارتباط‌گيري با اميد لواساني به ارسال ايميل‌هاي متعدد در راستاي ايجاد اغتشاش مي‌پرداخته.
وي افزود: ع.ع رهبري جنبش وبلاگي در حمايت از موسوي كه پس از انتخابات براي هدايت اغتشاشات راه‌اندازي شده بود را برعهده داشته و ارسال ايميل براي اغتشاش در ميدان وليعصر و تاكيد بر تقلب در انتخابات از ديگر موارد اتهامي اين عضو ستاد موسوي است.
نماينده دادستان تهران با بيان اينكه طبق بررسي‌هاي قرار‌گاه ثار‌الله و اسناد مكشوفه از متهم مجرميت وي محرز است از رئيس دادگاه خواست تا موارد 42 و 46 و 47 و نيز موارد 500، 610، 618 و 687 قانون مجازات اسلامي متهم مذكور محاكمه شود.
در ادامه ع.ع با حضور در جايگاه از موارد اتهامي خود دفاع كرد.
اين متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران دفاعيات خود را با آيات مباركه 7 و 8 سوره يونس آغاز كرد و گفت: دانشجويي ولايت‌مدار هستم و به ولايت‌مداري خويش افتخار مي‌كنم.
وي با تاكيد بر اينكه براي اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با راهنمايي ابوالفضل فاتح ( رئيس كميته تبليغات و اطلاع‌رساني ستاد ميرحسين موسوي در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري) كه در انگليس مشغول به تحصيل است بر قطاري سوار شدم كه سكان‌داران آن ياران نخست‌وزير دوران دفاع مقدس‌ بوده‌اند.
وي كه اقدامات و جذب خود در ستاد موسوي را همانند سوار شدن قطاري عنوان مي‌كرد به اين نكته اشاره كرد كه با همكاري ابوالفضل فاتح به جلب افراد براي جنبش وبلاگي پرداختند.
وي كه اقدامات و فعاليت خود را در ستاد موسوي به قطاري تشبيه كرد كه هدف آن در ابتدا اعتلاي نظام در سايه رهبري بوده است خاطر نشان كرد: اما پس از انتخابات و در ميانه راه برخي از اين قطار پياده و برخي آن را سكان‌داري كردند كه دستاوردهاي 30 ساله نظام زير سوال رفت.
اين متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران اقدامات و فعاليت خود و اميد لواساني را بدون هدف عنوان كرد و گفت: توسط فردي به نام معتمد‌نيا از تجمع غيرقانوني ميدان بهارستان جهت اغتشاش اطلاع پيدا كردم كه من اين خبر را در اختيار لواساني قرار دادم كه در كمال ناباوري اين خبر را بر روي سايت كلمه مشاهده كردم كه البته اين رويداد باعث اطلاع‌رساني غيرقانوني شد.
وي تاكيد كرد: من و لواساني ناخواسته وارد اين سناريو‌سازي مخدوش‌بودن انتخابات شديم كه معتقدم اين ادعا و شايعه در راستاي زير سوال بردن نظام بود و ما تنها طعمه‌هاي كوچك براي شكارچيان بزرگ بوديم.
عضو كميته IT ستاد موسوي ابطال انتخابات را طرحي برشمرد كه توسط راهبران اين قطار براي مسافرين معرفي شده بود و از طريق اخبار سايت‌هاي فيس‌بوك و يوتويوب به آن دامن زده مي‌شد.
وي افزود: من خود و لواساني را بي‌گناه مي‌دانم چرا كه ما از اين قطار در حال حركت به پايين آمديم اما معتقدم هنوز اين قطار در حال حركت است و امروز راهبران اين قطار طعمه‌ را براي خود انتخاب مي‌كند تا جايي كه حتي روز قدس كه از سوي بنيان‌گذار انقلاب اسلامي به يادگار مانده است را وارد مسير اين قطار كردند كه البته اين كنگره عظيم جهاني تحت القائات افراد قرار نمي‌گيرد و پررنگ‌تر از گذشته روز قدس برپا خواهد شد.
وي با تاكيد بر اينكه مسيرهاي پيش روي اين قطار از سوي سازمان‌هاي مخوف آمريكا، كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي و نيز گروه‌هاي ضد انقلاب با هدف گمراه‌ كردن مسير صورت پذيرفت هوشياري مردم و تدبير رهبري را خنثي كننده اين توطئه‌‌ها برشمرد و در پايان دفاعياتش اعلام كرد كه با توجه به اينكه با تجمعات غيرقانوني حضور نداشته است از دادگاه مي‌خواهد تا با رأفت اسلامي با وي برخورد و از اتهامات به وي مبرا شود.
در ادامه رسيدگي به اتهامات ع.ع از متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران وكيل مدافع وي با حضور در جايگاه به دفاع از از اتهامات وارده به موكل خود پرداخت و گفت: با توجه به گفته موكل خود در خود با وي در زمان بازداشت و پس از آن بسيار خوب بوده و وي خانواده‌اش از برخورد‌ خوب مسئولان ابراز رضايت كردند.
وي با بيان اينكه موارد اتهامي موكل من تخريب و احراق اموال عمومي و دولتي ذكر شده است در غيروارد دانستن اين اتهام به موكل خود گفت: وي در تاريخ 28 / 3 / 88 به شهر محلات سفر كرده و در تاريخ 3 / 4 / 88 از آنجا باز گشته است از اين رو در اوج آشوب‌ها نبود و در آنان شركت نداشته است. از اين رو هيچ دليلي براي اثبات اين جرم براي موكل من وجود ندارد .
وكيل اين متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران ادامه داد: از موكل من هيچگونه عكس يا فيلمي در تجمعات وجود ندارد و اگر هم وجود دارد در پرونده او نيست از اين رو موكل من سرمايه كشور است و خود را عاشق نظام و تابع رهبري مي‌داند اين اتهام به موكل بنده مورد انتصاب نيست.
وي به اتهام اخلال در بخش عمومي از طريق بلوا و آشوب كه يكي ديگر از اتهامات موكل خود است اشاره كرد و اظهار داشت: وي هرگز در آشوب‌ها حضور نداشته است و نمي‌توان گفت موكل من در اين اتهام مجرم شناخته مي‌شود ضمن آنكه موكل من در هيچ جبهه و حزب سياسي عضو نيست و تنها متخصص طراحي وب‌سايت است.
وي با اشاره به اتهام موكل خود مبني بر فعاليت تبليغي عليه كشور نيز گفت: اگر چه تا اين قسمت جرم وي محرز است بقيه اتهام وي كه شركت در تجمعات كه فعاليت تبليغي عليه جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني عنوان شده است هيچ مدركي وجود ندارد كه اين مورد اتهامي نيز براي موكل من صادق نمي‌باشد. موكل اين متهم به كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران اقدامات موكل خود را به پيش و پس از انتخابات تقسيم كرد و گفت: وي اقداماتي را پيش از انتخابات انجام داده است و فعاليت تبليغي محسوب مي‌شود كه طبق قانون منعي ندارد مگر اينكه اين تبليغات به فحاشي و توهين منجر شود اما اقدامات موكل من پس از انتخابات يكي طراحي وب‌سايت ميرحسين دات‌كام و قلم سينا بوده است كه شغل او محسوب مي‌شود چرا كه قبل از انتخابات نيز براي برخي از نمايندگان مجلس طراحي سايت كرده است.
وي اضافه كرد: خبر تجمع ميدان بهارستان از سوي فردي به نام معتمد‌نيا به موكل من داده شده و موكل من اين خبر را به لواساني داده است كه از سوي سايت قلم‌نيوز منتشر شد از اين رو اين اقدام از سوي موكل من صورت نپذيرفته است. كار موكل من مي‌تواند معاونت در جرم باشد نه مشاركت ضمنا بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه تهران كه بر روي سايت قلم‌نيوز قرار گرفته است ربطي به موكل من ندارد لذا دادگاه مي‌بايست در خصوص تبليغ موكل من عليه نظام تجديد‌نظر كند .
وي با پذيرش اشتباه موكل خود خاطر نشان كرد: اگر چه او اشتباه داشته است اما عمدي نبوده و اقداماتش ريشه‌اي نداشته است كه از دادگاه مي‌خواهم تا با وي با رأفت اسلامي برخورد شود.
در پايان رسيدگي به اتهامات ع.ع از متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران نام برده در دفاعيات پاياني خود با بيان اينكه در تجمعات شركت نداشته و فريب راهبران اين توطئه را خورده است از رئيس دادگاه خواست وي از اتهامات مبرا شود.
انتهاي پيام/ك

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط سجاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ دانشجویی مسائل فرهنگی سیاسی اجتماعی جامعه ایران و جهان

پیوندهای روزانه
چمرانامه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
89/02/08 - 89/02/14
88/06/22 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/07
88/04/22 - 88/04/31
88/03/05 - 88/03/21
88/01/22 - 88/01/31
88/01/08 - 88/01/14
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/11/05 - 87/11/21
87/11/08 - 87/11/14
87/11/01 - 87/11/07
87/10/22 - 87/10/30
87/10/05 - 87/10/21
87/10/08 - 87/10/14
87/09/01 - 87/09/07
آرشیو موضوعی
خداوند رحمان و رحیم
عاشورا
فلسطین
اسلام
امامان
امام خمینی
امام خامنه ای
رئیس جمهور
انتخابات
رهبری
امریکا
اروپا
مسلمانان
دفاع مقدس
سیاسی
شهدا
سید حسن نصرالله
معرفی سایت ها
ایران
دانشجويان
دانشگاه ها
پیوندها
مقام معظم رهبري
مجله كشاورزي
اخبار كشاورزي
اولين مجله علمي خبري كشاورزي دانش سبز خرم آباد
خبرگزاري بين الملي قوي : پرس تي وي
شبكه خبر دانشجو
خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران
خبرگزاري جوانان : برنا نيوز
رجا نيوز
شهدا
مقاومت لبنان
شبكه بين المللي خبر
خبر سيما
تلويزيون و راديو زنده
الكوثر : العربيه
خبرگزاري العالم
پاسخ به مسائل شرعي
فلسطين : غزه
gaza
http://gaza.ir
خبرگزاري فارس
خبرگزاري مهر
مديريت موفق
عاشقان عدالت
ثبت نام دانشجويان اعزام به غزه
گروه دانشجويان شهادت طلب
پخش زنده حرم امام حسين ع
مركز اطلاع رساني فلسطين
فلسطين
خبرگزاري مستقيم تحصن كنندگان
رجايي زمان
نجات غزه
وبلاگ نويسان ارزشي
وبلاگ نيوز
اينجا مسجد الاقصاي ماست
بازي پرتاب سنگ به اسراييل
آموزش كاربردي برق و الكترونيك
مجله كشاورزي دانش سبز
پایگاه اینترنتی نشر پوستر های آماده چاپ ، با موضوع فلسطین
فلسطین
استقامت(خبري تحليلي)
دانشكده علوم قرآني مراغه - بسیج دانشجویی
يك حمايت كننده فلسطين = فرانسوي
سیب سرخ بهشتی
زارعي
پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب
بر پدر و مادر صهیونیسم لعنت!
شيرمردان لرستان (شهداي لرستان)
تلنگر اليگودرز
کیمیای قلم
لبیک یا خامنه ای
پايگاه جامع حوزه نت
افلاكيان
ابزار وبلاگ بهاربيست
پايگاه بهينه سازي مصرف انرژي ايران
علوم رايانه اي نرم افزار هاي اسلامي
بازي آنلاين!!
http://www.iran.ir
ایران حامی
چمرانامه
دل نوشته های دو دختر شهید
یادمان آیت الله صدری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM